روز عرفه
هوالرزاق
دل در جوشش ناب عرفه، وضو میگیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری میشود. آن جا كه ایوان هزار نقش خداشناسی است. لبها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشمها امان خود را از بارش توبه، از دست دادهاند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشمها از ضریح اجابت، تصویر میدهد و این صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش میكند.
اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه
« حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمیشکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمیدارد و هیچ آفریدهای به پای شباهت مخلوقات او نمیرسد....
جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینکه راهنماییام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست....
پس هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛ هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛ و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛ و اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و کمال و احسان بیپایان تو!؟...
من کدام یک از نعمتهای تو را میتوانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟...
خدایا! الطاف خفیهات و مهربانیهای پنهانیات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست....
خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آنسان که انگار میبینمت.من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس میکنم....
خدایا! من را با تقوای خودت سعادتمند گردان و با مرکب نافرمانیات به وادی شقاوت و بدبختیام مکشان. در قضایت خیرم را بخواه و قدرت برکاتت را بر من فرو ریز تا آنجا که تأخیر را در تعجیلهای تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم. آنچه را که پیش میاندازی دلم هوای تاخیرش را نکند و آنچه را که بازپس مینهی من را به شکوه و گلایه نکشاند....
پروردگار من!...
من را از هول و هراسهای دنیا و غم و اندوههای آخرت، رهایی ببخش و من را از شر آنان که در زمین ستم میکنند در امان بدار....
خدایا! به که واگذارم میکنی؟ به سوی که میفرستیام؟ به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛ یا به سوی غریبان و غریبهگان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان که ضعف مرا میخواهند و خواریام را طلب میکنند؟...
من به سوی دیگران دست دراز کنم در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من؟ ای توشه و توان سختیهایم! ای همدم تنهاییهایم! ای فریادرس غمها و غصههایم!ای ولی نعمتهایم!...
ای پشت و پناهم در هجوم بیرحم مشکلات! ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بیکسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بیانتهای تو! تو پناهگاه منی؛ تو کهف منی؛ تو مأمن منی؛ وقتی که راهها و مذهبها با همه فراخیشان مرا به عجز میکشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی میکند، و....
اگر نبود رحمت تو، بیتردید من از هلاکشدگان بودمو اگر نبود محبت تو، بیشک سقوط و نابودی تنها پیشروی من میشد....
ای زنده! ای معنای حیات؛ زمانی که هیچ زندهای در وجود نبوده است....
ای آنکه با خوبی و احسانش خود را به من نشان دادو من با بدیها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم...
ای آنکه در بیماری خواندمش و شفایم داد؛ در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛ در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید؛ در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛ در فقر خواستمش و غنایم بخشید؛...
من آنم که بدی کردم من آنم که گناه کردم ، من آنم که به بدی همت گماشتم ، من آنم که در جهالت غوطهور شدم، من آنم که غفلت کردم، من آنم که پیمان بستم و شکستم من آنم که بدعهدی کردم ...و ...
... اکنون بازگشتهام. بازآمدهام با کولهباری از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر ای خدای من! ببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمیرساند. ای آنکه از طاعت خلایق بینیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق میدهد....
معبود من! اینک من پیش روی توأم و در میان دستهای تو....
آقای من! بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیرم. نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری طلبم، نه ریسمانی که بدان بیاویزم و نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم. چه میتوانم بکنم وقتی که این کولهبار زشتی و گناه با من است!؟ انکار!؟ چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کردهام گواهی میدهند؟...
خدای من! خواندمت، پاسخم گفتی؛ از تو خواستم، عطایم کردی؛ به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛ به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛ به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛...
خدایا! از خیمهگاه رحمتت بیرونمان نکن. از آستان مهرت نومیدمان مساز. آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان. از درگاه خویشت ما را مران....
ای خدای مهربان! بر من روزی حلالت را وسعت ببخش و جسم و دینم را سلامت بدارو خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل کن و از آتش جهنم رهایم ساز....
خدای من! از تو آن حاجتی را خواهم، كه اگر عنایت فرمایی، محرومیت از غیر از آن، زیان ندارد و اگر عطا نکنی هرچه جز آن عطا كنی منفعت ندارد. یا رب! یا رب! یا رب!...
خدای من! این منم و پستی و فرومایگیام . و این تویی با بزرگی و کرامتت . از من این میسزد و از تو آن ......
چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی....
خدای من! تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم! تو چقدر درگذرنده و بخشندهای با این همه کار بد که من میکنم و این همه زشتی کردار که من دارم....
خدای من! تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصلهای که من از تو گرفتهام....
تو که این قدر دلسوز منی! ......
خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟ تو کی غایب بودهای که حضورت نشانه بخواهد؟ تو کی پنهان بودهای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟...
کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند. کور باد نگاهی که دیدهبانی نگاه تو را درنیابد. بسته باد پنجرهای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود. و زیانکار باد سودای بندهای که از عشق تو نصیب ندارد....
خدای من! مرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهاییام بخش....
خدای من! چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی! چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیهگاه منی! ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کردهای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده....
یا رب! یا رب! یا رب! »
( فرازهایی از دعای امام حسين (ع) در روز عرفه )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام بر همه دوستان و عزیزان.
راستش این روزها خیلی دلم گرفته. پارسال این موقع داشتم برای عرفات و منا و ... آماده میشدم.
شبهای قدر ماه رمضان پارسال مهمترین دعایم اللهم الرزقنا حج بیتك الحرام بود. همون ایام شرایط كاریام طوری بود كه اصلا تصورش رو نمیكردم كه بتونم عازم خانه خدا بشم. با این حال زمان ثبتنام حجاج كه رسید پاسپورت خودم و همسرم رو برای ویزای حج به سفارت عربستان در تاشكند دادم. تقریبا یكی دو هفته قبل از آخرین فرصت اعزام به تهران برمیگشتیم و اعتبار پاسپورتمون هم هنگام بازگشت به اتمام میرسید و امكان سفر با همان پاسپورت خیلی بعید بود. یكی از همكاران بهم گفت " خب تو كه نمیتونی با این پاسپورت بری پس چرا درخواست ویزا كردی " من هم به مزاح گفتم " برای اینكه اگر خدا طلبيد بهونه ویزا نداشته باشم " . خلاصه ویزا رو گرفتیم و به تهران برگشتیم. تهران مشكلات خیلی زیادی جلوی رویم بود. خرید و یا اجاره یك خانه ، تهیه لوازم خانه و .... ثبتنام دخترم توی یكی از مدارس برای ادامه تحصیل ، و مهمتر از همه خردسال بودن پسرم ( اون موقع هنوز سه سالش تكمیل نشده بود ) و خیلی شدید به مادرش وابسته بود . به طوری كه برای نیم ساعت هم نمیتونست دوری مادرش رو تحمل كنه چه برسه به 22 روز. خلاصه طوری شده بود كه قید سفر حج رو زده بودم. با این حال تلفن و آدرس یكی از كاروانهای آزاد حج رو از اینترنت پیدا كردم و رفتم شرایط رو بپرسم.
خلاصه سرتون رو درد نیارم. با وجود اتفاقات خیلی زیادی كه افتاد و همه مشكلاتی كه داشتم به خودم اومدم دیدم توی فرودگاه جده پیاده شدیم و ...
اونجا بود كه فهمیدم لطف و عنایت خدا خیلی وسیعتر و عظیمتر از اونیه كه فكرش رو بتونیم بكنیم.
امسال لحظه لحظه ایام حج جلوی چشمامه. اگر خدا قسمت كنه فردا داریم میریم مشهد (حج فقرا ) تا همزمان با عرفه حجاج اونجا باشیم و شب برگردیم. البته اگر خدا قسمت كنه. چون با این برفی كه اومده نمیدونم قسمتمون بشه یا نه. ولی میدونم كه اگر هم قسمتمون نباشه بریم ، باز هم كرم و عنایت خدا شامل حالمون بوده.
پيشاپيش عيد سعيد قربان رو هم به شما و تمامی عزيزان تبريك عرض میكنم
تو این ایام بخصوص هنگام دعای عرفه ، از همتون التماس دعای مخصوص دارم.
نظرات رسيده: 20
دی ۰۷, ۱۳۸۵ ۱۱:۳۵ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
سلام حاج آقامهدي.
درباره موضوعي نوشتيد كه حال و هواي من رو هم عوض كرد.
جايي برد كه فكر ميكنم شايد تو خواب ديدم يا اينكه شايد عمرم جواب نده كه بار ديگه ببينم.
اما حسابي تو اين شب متحولم كرد ....
راستي براي ما دعا كن؟؟؟؟.
بگذريم انشاالله مجدد خدا اين سفر رو نصيب شما و همه دوستاني كه آرزو دارن برن اونجا بكنه.
يا علي .
دی ۰۷, ۱۳۸۵ ۱۱:۴۴ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
با سلام
نمیدونم ...واقعا نمیدونم این چه کششیه که ما رو به اون سرزمین نور میکشونه
التماس دعای زیاد داریم
دی ۰۸, ۱۳۸۵ ۱:۴۴ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
سلام اقا مهدي عزيز
انشاالله خوب و سلامت باشيد
اين ايام مقدس و زيبا بر شما مبارك
زيارت هم قبول انشاالله
از دعاي خيرتون ما رو هم بي بهره نذاريد
سپاسگزارم بابت اينكه لطف داشتيد و پيشم اومدين
شاد و سربلند و موفق باشيد
خدانگهدار
التماس دعا
دی ۰۹, ۱۳۸۵ ۱۲:۲۶ قبلازظهر
نظر
بنیآدم :
خداي را شاكرم كه باز هم لطف و عنايت بيكران خداوندي نصيب ين بنده ناچيز شد تا با همه بدي ها و ناشكريهايم ، همزمان با دعاي عرفه حجاج بيت الله الحرام، توفيق حجي ديگر نصيبم شود و در چنين روزي پابوس حضرت ثامن الحجج باشم.
اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۵:۳۴ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
*** بنام تو اي قرار هستي ***
سلام و عرض ادب و احترام خدمت برادر بزرگوارم. چه قدر اين دعاي عرفه معناي دلنشيني داره . همس سعي مي كنم آقا ابا عبدالله الحسين عليه السلام را هنگام خواندن اين دعا تجسم كنم. نه خودشون رو بلكه حال روحيشون رو . و دلم ميخواست از راز عرفه سردرمياوردم. گمان ميكنم شايد وقتي تو صحراي عرفات قرار بگيرم شايد بتونم درك كنم حال آقا را هنگام راز و نياز با معبودش . شما كه خدا قسمتتون كرده و رفته ، ديگه دلتنگي نكنيد ؟ بلكه دعا كنيد قسمت ما بيچاره ها هم بشه .عيد سعيد قربان را به شما و خانواده محترمتون تبريك عرض مي كنم. انشاء الله نائب الزياره ما هم در حرم مولاي غريبمان ثامن الحجج عليه السلام باشيد . خيلي التماس دعا داداش . خيلييييييييييييييييي
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۵:۳۵ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
راز عرفات
گاهي انسان چنان متوجه ظواهر و ظروف دين مي شود و به آن عادت مي کند که از محتواي آن دور مي ماند و يا تنها ظروف و ظواهر عبادات را از پدر و مادر تقليد مي نمايد بي آنکه به معاني و مفاهيم آن پي ببرد.و همين امر ملتها را در طول تاريخ به بت پرستي کشانده است، چنانکه هشام بن کلبي متوفي 204 هجري درکتاب الاصنام خود مي نويسد:
« آنچه که باعث شد مردم مکه از دين ابراهيم به پرستش بتان و سنگها بپردازند اين بود که هر قبيله اي که از مکه کوچ مي کردند، قطعه سنگي از حرم با خود مي بردند و براي بزرگداشت حرم و دلبستگي به مکه ، هر جا وارد مي شدند آن سنگ را مي نهادند و دور آن به طواف مي پرداختند...
و بنابر عادت موروثي که از ابراهيم و اسماعيل (ع) به ايشان رسيده بود حج و عمره بجا مي آوردند.سپس رفته رفته اين عمل، آنان را به پرستش آنچه دوست داشتند ، کشانيد، و فراموش کردند آنچه را که بر آن بودند و دين ابراهيم و اسماعيل را دگرگون ساختند و بتان را پرستيدند.»
حجاج بيت الله الحرام در روز عرفه (روز شناخت)، از حج خانه خدا براي حج خداي خانه به صحراي عرفات مي روند، باشد که در آن صحراي بي بنا و طبيعت اصيل ، صاحب خانه را بشناسند و خود را از حالت تقليد کور کورانه به حالت عرفان و شناخت محتوي، معاني و مفاهيم دين برسانند.
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۵:۳۶ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
سلام بر امير كارواني كه به حج مي رود تا كعبه اي شش گوشه بنا كند ...
اينجا صفا ، ساقي تشنه است .
و تقصير ، سر دادن .
سعيش ، تلذي اصغر .
و طواف ، زير سم اسبان .
اينجا قرباني بهتر از علي اكبر نخواهي يافت .
عجب اينكه سر حسين ( ع ) رمي جمرات است
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۵:۳۶ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
عرفه ى عشق
اى امير عرفه بىتو صفا نيست كه نيست
بى تو اندر عرفه عشق و وفا نيست كه نيست
اى امير عرفه معرفتى مىطلبم
بى تو پاى عمل و دست دعا نيست كه نيست
من كه از ماه مبارك ز خدا جا ماندم
فرصتى بهتر از اين بهر عطا نيست كه نيست
اى امير عرفه برزخ ما نزديك است
گر نيايى مددى غير شما نيست كه نيست
اى امير عرفه باب شهادت واكن
كه مرا طاقت هجر شهدا نيست كه نيست
اى امير عرفه داد غريبان بستان
درد ياران ترا جز تو دوا نيست كه نيست
سيدى تكيه گه مير و علمدار تويى
جز تو كس قافله سالار ولا نيست كه نيست
اى امير عرفه دوره ى وانفساه است
ليك از دين خللى در دل ما نيست كه نيست
اى امير عرفه شادى ما روضهى توست
شادمانى به جز از راه بكاء نيست كه نيست
اى امير عرفه يوسف زهرا مهدى!
حاجتى غير ظهورت به خدا نيست كه نيست
انتظار فرج از روضه ى عباس كشم
جز مه علقمه امكان لقا نيست كه نيست
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۱۲:۳۲ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
سلام و عرض ادب و احترام
شما هر وقت آپ می کردین خبر میدادین....با تاخیر خوندم...دلم بدجوری هوایی شد...خوش به سعادتتون...دعای عرفه یادتون بودم...یه مدت زیادیه که هر شب یادتون هستم و می گم اللهم الغفر ... واسم شما رو نام می برم!امسال خدا به من یه عیدی بزرگ داد...فیش حج عمره! بهم خیلی چسبید...و و قتی داشتم می خوندم که چطوری رفتین و به خودتون اومدین دیدین جده پیاده شدین...فهمیدم که غیر از خدا کار هیچ کس دیگه ای نیست طلبیدن...امیدوارم هر سال قسمتتون بشه...کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود...در پناه خالق مهربان
دختر بابایی
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۳:۲۱ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
جهان را صاحبی باشد خدا نام ....
سلام بر امير كارواني كه به حج مي رود تا كعبه اي شش گوشه بنا كند ...
اينجا صفا ، ساقي تشنه است .
و تقصير ، سر دادن .
سعيش ، تلذي اصغر .
و طواف ، زير سم اسبان .
اينجا قرباني بهتر از علي اكبر نخواهي يافت .
عجب اينكه سر حسين ( ع ) رمي جمرات است .....
.....
دی ۱۰, ۱۳۸۵ ۳:۲۶ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
جهان را صاحبی باشد خدا نام ....
ديدم همه جا بر در و ديوار حريمش
جايي ننوشـته اسـت گنهـكار نيايد
دستت را گذاشته اي روي قلبت تا تپش هاي تندش را بيشتر حس كني هنگام سلام به امام...
و نگاهت خيره مانده به گنبد .....
سراپا شوقي براي زيارت .... اما گام ها كند شده
نزديك در ورودي كه باشي ديگر تويي و امام و اشك شوق .....
چقدر دلم تنگ است براي امام رئوف
السلام عليك يا غريب الغرباء و يا معين الضعفاء
به عنايت نظري كن كه من دلشده را
نرود بي مدد لطف تو كاري از پيش
زیارت قبوللللللللللللل
دی ۱۲, ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
کسی به شما نگفته دخترها چقدر حسودند!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟
دی ۱۲, ۱۳۸۵ ۶:۲۰ بعدازظهر
نظر
ناشناس :
سلام بر دختر خانم بينام و نشان
بله خيلي ها گفتهاند منتهي من قبول ندارم. !!! ولي خب شما ديگه چرا؟؟ شما هم انشاالله هميشه شاد و سلامت باشيد. سفارشات هميشگي فراموش نشه هاا. التماس دعا
دی ۱۴, ۱۳۸۵ ۲:۴۴ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
سلام دوست عزيز
انشالله سال بعد مهمان عرفات حسيني باشي در بين الحرمينش
دی ۱۵, ۱۳۸۵ ۱۰:۰۹ بعدازظهر
نظر
**maryam :
سلاممممممممممم حال شما چطوره؟خونواده خوبن؟ خیلی سلام برسانید.موفق باشین
دی ۱۶, ۱۳۸۵ ۱۱:۴۳ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
salam.az hozore garmo ba mohabatet samimaneh sepasgozaram. khosha be saadatet ke tamamie safarhaye del barat berahati jor mishe. to doahat mano faramosh nakon.
دی ۱۷, ۱۳۸۵ ۳:۵۱ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
یاد نواهای رادیوی ایران در ماه مبارک رمضان میوفتم.خوشحالم از اشنایی با شما.به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببر.که بود امام و مقتدای من.جگرم خون شده بر غریبی حسین تو! خانه دل شده کربلای من.خدا با همه بزرگیش و توجهش و الطافش، برای شما و خونوادتون! عجب دعایی! چشمک)شاد باشین و عیدتونم مبارک باشه
دی ۱۷, ۱۳۸۵ ۵:۳۱ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
salammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
ziyarat ghabul:((
vay cheghad delammmmm havaye .........
:((
delam base agha lak zadeee
:((
.
.
.ey detun mobarak
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلنا مِنَ المُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِيّ ُ بْنِ اَبيطالِب، وَ الاَئمِّةِ عَلَيهِمُ السَّلام
عيد سعيد غدير ، عيدُ الله اكبر و عيد
آل محمد صلي الله عليه و اله مبارك باد
بارالها ، خداوندا اين عيد غديرهم آمد و عيدهاي غدير ديگري هم در راه هست وعمريست چشم براه مهدي فاطمه هستيم مبادا اين استغاثه ما آنقدر دير جامعه عمل بپوشد كه چشمانمان به جمال يگانه منجي عالم بشريت و راه گشاي دنيا و آخرت بسته شود
اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَ كَمالَ دِينِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ،
بِوِلايَةِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِيّْ بْنِ اَبيطالِب عَلَيهِ السَّلام
سپاس خداي را كه مقرّر فرموده كمال دين و تماميّت نعمت خود را به ولايت حضرت اميرالمؤمنين عليّ بن ابيطالب كه بر او درود و سلام باد.
@};-
یا علییییییییییی
دی ۱۷, ۱۳۸۵ ۱۱:۵۵ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
سلام اقا مهدی کمک!!!!!!! کمک!!! پروفایلمو نمیدونم چرا نیست!هر کاری کردم نشد! بهم گفته بودن ادرس مینویسم تو وبلاگای بلاگ اسپات ادرس باز نمیشه یادم نیست چیکار کردم اینطوری شد! کمک
دی ۱۸, ۱۳۸۵ ۱:۰۵ قبلازظهر
نظر
ناشناس :
اَلْحَمدُ لِلهِ الَّذِي جعلنا منَ المُتَمَسِّكينَ بِوِلاية اميرِ المُومِنين.
عید غدیر خم بر عموم مسلمین جهان مبارک باد.
در اين روز آتش بر ابراهيم خليل سرد و گلستان شد
و موساي كليم در چنين روزي بر ساحران چيره گشت
در اين روز به يكديگر بسيار درود و تهنيت گوييد.چرا
در نزد اهل آسمان و زمين بسيار عزيزو نيكوست
یا علی جان تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدای بزرگ میباشد . پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )
بازگشت به صفحه اصلی