بنی آدم

تیر ۰۷، ۱۳۸۷

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك - 5

هواللطيف

سلام

با عرض پوزش از تأخیر طولانی در به روز كردن این وب‌لاگ، فرصتی شد تا ادامه این مطلب را برای دوستان و عزیزان بنویسم.


البته خواستم برای روز زن و میلاد حضرت زهرا (س) این‌جا را به روز كنم كه دیدم دوستان فیلتر گذار به جای فیلتر كردن یك وبلاگ مشخص، دامنه اصلی بلاگ‌اسپات (blogspot) را فیلتر كرده‌اند!! كه خب طبیعتا دامان وبلاگ ما را هم همانند تمامی بلاگرهای بلاگ اسپات گرفت و هنگام مراجعه مشاهده نمودیم كه "این سایت بر اساس دستور مقامات قضایی در دسترس نمی‌باشد!". بگذریم الحمدلله یكی دو روزی بیشتر طول نكشید و متوجه اشتباه شدند (شاید هم متوجهشان كردند).

و اما ادامه بحث بایدها و نبایدها در زندگی مشترك:
دوستی می‌گفت چه‌طور باید از همسرم انتقاد كنم تا ناراحت نشود؟ به او گفتم اصلا برای چی انتقاد كنی؟ گفت مثلا غذا بسوزد. گفتم خب سوخت كه سوخت. كاری است كه شده. همسر شما وظیفه‌ای در قبال شما ندارد كه غذا بپزد كه حالا شما طلب‌كار باشید. گفت نه مثلا چندین بار این اتفاق بیافتد. گفتم خب باید ببینی مشكل اصلی چیست كه غذا می‌سوزد. ممكن است مشغله فكری زیادی داشته باشد. یا فكرش به جایی یا كاری مشغول باشد یا ... باید ببینی نگرانی‌هایش چیست و چه چیزی باعث میشود تا از غذا غافل شود. معمولا وقتی انسان مرتبا از چیزی یا عملی غافل می‌شود كه یا حواس پرتی داشته باشد كه در این‌صورت به‌جای انتقاد و تیكه و ... باید با همدلی و همدردی با همسر به فكر درمانش باشی و یا این‌كه یك چیزی ( مثل فكر و خیال زیاد، نگرانی‌های متعدد و یا ... ) باعث غفلتش می‌شود كه اگر هم به این دلیل باشد حتما باید ببینی مشكلش چیست و چه چیزی فكر او را مشغول كرده و به چه دلیل نگران است. و بعد هم خیلی با لطافت، منطقی و دوستانه كمكش كنی تا فكرش آزاد شود. معمولا خانم‌ها بالاخص اوائل زندگی، خیلی نگران فردای خود و این‌كه چه اتفاقی خواهد افتاد هستند. آیا زندگی‌ مشتركشان به همین منوال خواهد بود و یا دچار مشكلات خواهند شد؟ آیا همسرشان فردا هم همانند امروز به او وفادار خواهد بود؟ و هزاران اگر و آیای دیگر. خب بهتر است كه این اطمینان را همان روزهای اول و حتی بطور مداوم به او یاد‌آور شوید. این كه یك روز با یك دسته گل كوچك وارد منزل شوید و آن را تقدیم همسرتان كنید، ممكن است به‌نظر شما كار كم ارزشی باشد. اما برای همسرتان علاوه بر درك عشق و علاقه شما نسبت به خود، یك ضریب اطمینان قوی برای یك زندگی شاد و دوست‌داشتنی و به عبارتی عاشقانه است. روزی ده بیست تا پیامك طنز و جوك و لطیفه با هزار مصیبت پیدا می‌كنید تا برای دوستانتان بفرستید تا لحظه‌ای بخندند. خب بگردید دویست سیصد تا پیامك عاشقانه پیدا كنید و روزی دو سه تای آن‌ها را وسط روز كه خونه نیستید برای همسرتان بفرستید تا مطمئن شود همیشه به یاد او هستید. می‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به جای آن‌كه دوستانتان از لطیفه‌های شما دو ثانیه بخندند و تمام شود، تا ساعت‌ها لبخندی لذت‌بخش بر لبان همسرتان خواهد نشست و روح و جسم او را تا مدت‌ها شاداب كرده برای آمدن شما لحظه شماری خواهد كرد. این اعمال و رفتار شما است كه می‌تواند به همسرتان شادابی و نشاط زندگی را هدیه كند و به تدریج دغدغه‌های فكری و ذهنی او را كاهش دهد.
بزرگ‌ترین دغدغه فكری خانم‌ها، آمال و آرزوهایشان، زندگی مشترك آن‌ها است و آن‌چه كه خیلی برایشان اهمیت دارد، نگاه و طرز فكر شریك زندگی، به عنوان طلايه‌دار اين زندگی مشترك، به خود و اعمال و رفتارشان است. اما برای مردها این‌طور نیست. مردان بزرگ‌ترین دغدغه فكریشان مسائل شغلی آن‌ها است. و آن‌چه كه برایشان خیلی اهمیت دارد نگاه و طرز فكر مقام بالاتر، ارباب رجوع و ... به خود و اعمال و رفتارشان است. چون تنها راه ترقی و رشد در زندگی را رشد و ترقی در امورات شغلی خود می‌دانند.
به نظر من خیر و شر آدم‌ها، علاوه بر جزای اخروی آن‌ها، در همین دنیا نیز در جایی دیگر تلافی می‌شود. اگر باعث خیر باشید مطمئنا در جایی كه نیازتان خواهد شد برایتان باعث خیر خواهند شد و اگر شرارت كنید قطعا در جایی دیگر برایتان شرارت خواهند كرد. اما آن‌چه كه من خیلی به آن اعتقاد دارم این است كه تلافی خیر و شر آدم‌ها به همان اندازه خود آن‌ها نیست بلكه به همان نسبت تاثیر آن‌ها است. بطور مثال، وقتی به كسی كمك می‌كنید، این كمك به چه نسبت در زندگی اون فرد تاثیر خواهد داشت؟ به همان نسبت نیز از جایی دیگر منتفع خواهید شد. صد هزار تومان برای یك نفر، پشیزی ارزش ندارد ولی برای یكی دیگر ممكن است یك دنیا باشد. همین‌طور شرارت‌ها. اگر باعث تخریب مال كسی شوید، به اندازه ضرر و زیان آن شخص تقاص پس نخواهید داد بلكه به نسبت ضرر و زیانی كه دیده این تقاص را پس می‌دهید. ممكن است دارایی شما یك میلیارد تومان باشد و دارایی دیگری یك میلیون تومان. اگر باعث هدر رفتن مال دیگری به اندازه صدهزار تومان شوید، هنگام تقاص صد میلیون تومان از دارایی شما هدر خواهد رفت نه صد هزار تومان. در اعمال و رفتار هم همین‌طور و به همان میزان خیر و شرمان تلافی خواهد شد. اگر دلی را شكستید مطمئن باشید به نسبت شدت آن، دل شما را خواهند شكست. اگر آبروی كسی را ریختید به همان نسبت، آبروی شما خواهد ریخت. و ...
حال اگر دل همسرتان را شكستید فكر نكنید تلافی آن این است كه روزی دیگر همسرتان دلتان را خواهد شكست. نه. همسر شما از كسی رنجور و دل شكسته شده كه تمام آمال و آرزوها و تنها تكیه‌گاهش بوده. و قطعا دل شما هم از جایی خواهد شكست كه تمام آمال و آرزوهای شما و تمام هم و غم زندگی شما را در خود جای می‌دهد. تصور كنید یك روز همسرتان به شما ایراد بگیرد و داد و فریاد كند. چه حالی دارید؟ اما حالا به محل كار رفته‌اید. یك پروژه‌ای را دنبال می‌كنید كه خیلی هم برایش زحمت كشیده‌اید. حال مقام بالاتر یا مسئولتان بیاید و بدون آن‌كه مزایای كار شما را ببیند، به شما و كارتان ایراد بگیرد و كارتان را به خاطر دو نقص یا ایراد كوچك، بی‌ارزش جلوه دهد. آن‌وقت چه حالی خواهید داشت؟ پختن یك غذا یك كاری است كه بیش از 4 ساعت زمان می‌برد. اما سوختن آن یك غفلت چند دقیقه‌ای از این زمان را به خود اختصاص می‌دهد. آیا انصاف است كه همه اعمال اعم از تهیه مواد اولیه، پاك كردن، تنظیم ادویه، آب و روغن، آماده‌سازی و تركیب مواد، و ده‌ها عمل دیگر را آن‌هم در كنار كارهای فراوان دیگر همچون نظافت منزل، تربیت فرزندان و .... را، كه هیچ‌كدام جزو وظایف یك زن نیست، نادیده بگیریم و به همان چند دقیقه غفلت توجه كنیم؟
خب بگذریم. اگر بخواهم همه خاطرات و مشورت‌ها را بنویسم فكر كنم مدت‌ها این مبحث طول بكشد. پس سعی می‌كنم آن‌چه را باید یك مرد در مقابل همسرش از خود ابراز كند را به طور مختصر و تیتروار بنویسم. امید آن‌كه مورد قبول دوستان قرار گیرد.
- رعایت احترام همسر، بالاخص در جمع از مهم‌ترین نكاتی‌ است كه یك مرد باید بدان واقف باشد. چرا كه همان‌طور كه پیش از این گفته شد زندگی و شریك زندگی یك زن، تقریبا تمام آمال و رؤیاهای او است و اگر از این ناحیه خدشه‌ای به جسم و روح زن وارد شود، تبعات آن جبران ناپذیر خواهد بود. معمولا زنان سعی دارند در مقابل هم نوعانشان از همسرشان تعریف و تمجید كنند و از وفاداری و عشق همسرشان نسبت به خود سخن برانند. حال اگر مردی برخلاف تصویری كه زن از او در مقابل دوستان و هم‌جنسان خود ارائه كرده رفتار كند، قطعا نه تنها تمام بافته‌های او را پنبه خواهد كرد بلكه او را آزرده خاطر و در مقابل هم‌نوعانش كوچك خواهد كرد.
- زن‌ها به شدت نسبت به رقیب در زندگی‌شان حساس و زودرنج هستند. پس سعی كنید در این مورد حتی شوخی هم نكنید. سعی كنید از هیچ زنی در مقابل همسرتان تعریف نكنید و یا او را با زنان دیگر مقایسه نكنید. مگر زمانی كه برتری با همسر شما باشد. همسر و مادر هر كدام نقش و جایگاه خود را در زندگی انسان دارند. پس هیچ لزومی ندارد مادر و همسرتان را با هم مقایسه كنید. بالاخص این‌كه این مقایسه را در نزد آن‌ها بخواهید انجام دهید.
- ازدواج موقت و ازدواج دوم و ... هر كدام از سنت‌های اسلامی و بسیار نیكو و پسندیده، و مانع رواج فساد و فحشا در جامعه اسلامی است. اما هر كدام از آن‌ها شرایط و معیارهای خاص خود را دارد. خیلی‌ها تصورشان این است كه باید موجبات ترویج سنت‌های اسلامی را فراهم سازند و اگر این امر اشتباه بود معصومین ما این كار را نمی‌كردند (البته نمی‌دانم چرا از نظر این عده فقط ازدواج موقت یا چند همسری جزو سنت‌های اسلامی است). اما ذكر یك نكته مهم ضروری است و آن این‌كه هیچ‌كدام از معصومین در زمان حیات همسر اول و اصلی خود به سمت زنان دیگر (چه دائم و چه موقت) نرفته‌اند. هیچ كجای اسلام نداریم كه به خاطر سر و سامان دادن به زندگی یك زن و یا یك خانواده دیگر، زندگی اصلی خود را از هم بپاشند و شريك اصلی زندگی خود را دچار مشكلات عديده روحی، فكری و ... نمايند. البته من به هیچ عنوان مخالف ازدواج موقت نیستم ولی همان‌طور كه گفتم اين امر شرایط و معیارهای خاص خود و هم‌چنین افراد خاص خود را دارد كه ان‌شاالله در فرصت مناسبی به آن خواهم پرداخت. اما در زمانی كه مرد دارای خانواده است و همسر اول و اصلی او هم در قید حیات باشد، كاملا مخالف این امر هستم. هرچند كه شدیدا با تجویز ازدواج موقت برای دوشیزگان (كه این روزها بسیاری از پسران با سوء استفاده از فتوای یكی از مراجع در حال ترویج این امر در میان دختران باكره هستند) نیز مخالف هستم. كه اگر فرصتی دست داد دلایل قانع كننده بسیاری برای این مخالفت دارم. حتی یكی از مراجع نیز كه شرط اذن پدر را برای دختران بالغه و رشیده در فتوای خود حذف كرده بود پس از بررسی سوء استفاده‌های فاحشی كه پسران، بالاخص در دانشگاه‌ها از این فتوا كرده و بسیاری از دختران را به روز سیاه نشانده بودند، فتوای خود را پس گرفته و اذن پدر را لازم دانسته‌اند.
در یك زندگی مشترك نیز انسان نباید به بهانه ترویج سنت و یا سرپرستی خانواده‌های دیگر!! خانواده خود و همسر خود را دچار مشكل نماید. اگر به زندگی ائمه معصومین و حتی پیامبر اسلام هم نگاهی بیاندازیم خواهیم دید كه آنان نیز با وجود همسران اصلی خود، به سمت زنان دیگر نرفته‌اند. به‌طور مثال پیامبر اسلام در زمان حیات حضرت خدیجه (س)، با این كه آن حضرت بیوه و از نظر سنی بسیار از پیامبر بزرگ‌تر بودند ولی هیچ كدام از همسرانشان در زمان قید حیات حضرت خدیجه(س) نبوده است. در زمان حضرت علی(ع) نیز براى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام با وجود حضرت زهرا(س) تجدید فراش و تعدد زوجات جایز نبود، بنابراین آن حضرت در زندگى مشتركى كه با فاطمه علیهاالسلام داشت نه تنها به این فكر نیفتاد، بلكه هر كارى كه موجب ملال خاطر آن مخدره مى‏شد اجتناب كرد. از حضرت ابوذر آمده است كه در حبشه به جعفر طیار (برادر امیرالمؤمنین) كنیزى اهدا شد كه ارزش بیشترى داشت، جعفر پس از ورود به مدینه آن را به حضرت على علیه‏السلام اهدا كرد، كه از وجود او در كارهاى جزیى خانه استفاده شود. على علیه‏السلام احساس كرد ممكن است حضور او در خانه خود براى فاطمه زهرا(س) ملال‏آور باشد، از این جهت مولاى متقیان او را آزاد ساخت(1). حتی در زمان قبل از اسلام، زمانی حضرت ابراهیم(ع) با هاجر به خاطر باردار نشدن ساره ازواج می‌كند كه خود ساره این پیشنهاد را به حضرت ابراهیم داده و بر آن اصرار می‌ورزد. و زمانی كه فرزند به دنیا می‌آید و موجبات رنجش خاطر ساره را فراهم می‌آورد به فرمان خداوند هاجر و فرزندش را به وادی مكه روانه می‌كند و ...
فعلا تا همین‌جا را داشته باشید تا بعد

پي‌نوشت‌ها:
1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 147، ح 3.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - از ابراز لطف و محبت تمامی دوستان نسبت به سفر حج عمره سپاسگزارم. به یاد تك تك شما عزیزان و بزرگواران بودم و در بسیاری از مكان‌ها به نام خودتان برایتان دعا كردم. یك لیست بلندبالا همراهم بود تا كسی را فراموش نكنم. امیدوارم كه این سفر معنوی نصیب تك تك شما عزیزان شود و یادی هم از ما بكنید.
2 – چهارشنبه دقیقا یك سال از رحلت پدرم می‌گذرد. خداوند روح او و رفتگان شما عزيزان را غریق رحمت خویش گرداند.

التماس دعا

برچسب‌ها:

اسفند ۱۹، ۱۳۸۶

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك - 4

هوالرحمن

سلام

حلول ماه ربيع الاول ماه ميلاد پيامبر خاتم بر سرمستان باده ی عشق محمدی مبارک باد

قال رسول الله(ص): جلوس المرء عند عیاله أحب الی الله تعالی من اعتکاف فی مسجدی هذا(1)
نشستن مرد نزد زنش نزد خدای متعال محبوب‌تر است از اعتکاف او در مسجد

و اما ادامه بايدها و نبايدها در زندگی مشترك
اوایل سال 85 بود كه با یكی از همكارانم كه در قسمتی دیگر مشغول به كار بود آشنا شدم. اداره او با اداره ما فاصله زیادی دارد منتهی آن زمان برای اجرای یك پروژه فنی به قسمت ما آمده بود و طرف حساب او نیز من بودم. آن موقع تازه ازدواج كرده بود و پس از مدتی آشنایی و رفاقت و اطمينان خاطر و ... ، باب استشاره را باز كرد. پنج تا برادر بودند و چون خواهر نداشت و از خلق و خوی خانم‌ها باخبر نبود نگران نحوه رفتارش با همسرش بود. اوایل ازدواج با یكی از دوستان خود مشورت كرده بود و او نیز به او گفته بود كه رابطه زناشویی مانند رابطه گوش و گوش پاك كن است كه مرد را به گوش پاك كن و زن را به گوش تشبیه كرده و به او گفته بود كه گوش پاك كن اگر درون گوش می‌رود بیشترین نفعش برای خود گوش است كه گوش را تمیز می كند!!! این آدم ساده هم رفته بود همین را به همسرش انتقال داده بود و همسر او نیز با قدری ابهام قبول كرده بود! (واقعا بعضی وقت‌ها از بعضی مردانی كه این‌قدر خودخواه و خود برتربین هستند، كه ارتباط زناشویی را به پاك كردن گوش تشبیه كرده و منتش را بر سر زن می‌گذارند، و خود را بدون هیچ منفعتی جلوه می‌دهند متنفر می‌شوم). تا اين‌كه گرفتار حقير شد و برای دست‌گرمی چند تا نكته مهم رو همون اول بهش گوشزد كردم.
اول این‌كه برای همسرش گوش خوبی باشد. نه این‌كه تظاهر به گوش دادن كند بلكه همیشه برای صحبت‌های همسرش گوش شنوای خوبی باشد و با اشتیاق به صحبت‌هایش گوش كند. یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های بین زن و مرد، این است که هر کدام از آن‌ها چگونه با فشارهای روحی کنار می‌آیند و در برخورد با مشکلات چگونه عمل می‌کنند و به چه نحوی عکس‌العمل نشان می‌دهند. در این گونه مواقع مردها شدیداً در خود فرو رفته و گوشه گیر می‌شوند و دوست دارند تنها باشند. در صورتی که زن‌ها با هیجانی فزاینده غرق در مسئله شده و خود را گرفتار می‌کنند. زمانی که مشکل یا فشاری بر مرد وارد می‌شود، او بسیار ساکت شده و در خود فرو می‌رود تا بتواند راه حلی پیدا کند. اما بر عکس زن از طریق صحبت کردن با جزئیات بسیار راجع به مشکلش به آرامش می‌رسد. وقتی که مشکلی برای زنی پیش می‌آید، او فقط به یک شنونده نیاز دارد که بدون قضاوت و بدون ارائه راه حل، با دلسوزی به احساسات و گفته‌های او گوش کند.
وقتی که همسر شما از موضوعی ناراحت و کلافه است، به گرمی به سخنان او گوش دهید و اصلاً سعی نکنید که مشکل گشایی نمایید و یا مسئله او را کوچک و بی‌اهمیت جلوه دهید، بلکه فقط با دل‌سوزی و تایید، حرف‌هایش را بشنوید و نشان دهید كه او را درك می‌كنید. این موقع است که زن احساس حمایت می‌کند و خشنود و راضی می‌شود. صحبت کردن «نیاز» یک زن است و مرد هنگامی در روابط خود با همسرش موفق است که به این «نیاز» احترام بگذارد. مواقعی كه ناراحت است از او بخواهید برایتان صحبت كند و هنگام صحبت کردن دستان او را بگیرید و لمس کنید. به او نگاه کنید و نشان دهید که به سخنانش توجه دارید. با صبوری به حرف‌هایش گوش کنید و مرتب به ساعت نگاه نکرده، یا روزنامه ورق نزنید و کلامش را قطع نکنید. به خاطر داشته باشید عشق و علاقه در یك خانه تا زمانی می‌تواند تداوم داشته باشد كه شوهر آن خانه، هم چنان به اعمال و رفتار محبت آمیز و عاشقانه‌ای كه در دوران نامزدی و روزهای اول آشنایی، در قبال همسرش داشت، ادامه دهد و زن نیز با وقار و عشق این رفتار و اعمال او را تأیید كند و بپذیرد. زمانی زن احساس می‌کند از طرف همسرش مورد احترام و پذیرش قرار گرفته، که شوهرش شنونده‌ای خوب برای سخنان و احساسات او باشد. این گونه است که زن، احساس اعتماد و امنیت می‌کند و از عشق همسرش مطمئن می‌گردد و حس می‌کند که مورد احترام قرار گرفته و زمانی که زن احساس احترام کند، برایش آسان تر است که از مرد آن طور که در خورش باشد قدردانی نماید.
دوم این‌كه به سلیقه و علاقه او بخصوص در امور خانه احترام بگذارد. بسیاری از مردان از تابلو و گل و اشياء تزئينی خوششان نمی‌آید. خب لزومی هم ندارد خوششان بیاید. منتهی بی‌جهت مخالفت نكنند. ( یكی از اقوام می‌گفت زنم خیلی به تابلوهای نقاشی علاقه داره ولی من از این چیزا و گل مصنوعی و ... بدم میاد. چیه آدم به خاطر این چیزا پولش رو دور بریزه!!) بسیاری از زن‌ها عاشق تزیین خانه با تابلو و گل مصنوعی و... هستند. خب چه ایرادی دارد تزیین و یا چیدمان وسایل منزل و بطور كلی امور خانه را به خانم‌تان بسپارید حتی اگر باب مزاج شما نباشد؟ شما شاید بیش از دوساعت در روز در خانه نباشید و متوجه در و دیوار نباشید اما همسر شما باید ساعت‌ها در خانه در غیاب شما به در و دیوار خانه بنگرد و مسلما هرچه این در و دیوار مطابق سلیقه و علاقه او تزیین و آراسته شود شادابی بیشتری خواهد داشت. حتی زنان شاغل نیز دوست دارند منزلشان مزین به گل، تابلو، اشياء تزئينی و ... باشد. چرا كه لطافت روحی آن‌ها ایجاب می‌كند كه اطرافشان نیز لطافت و زیبندگی خاص خود را داشته باشد.
سوم این‌كه اگر به این نتیجه برسیم كه در یك زندگی مشترك هر دو یك نفر بوده و در همه مسائل زندگی شریك هم هستیم در خانواده هم یكی بوده و خانواده همسر را دقیقا خانواده خود بدانیم و به همان اندازه‌ای كه برای خانواده خود احترام قائل هستیم برای خانواده او نیز احترام قائل باشیم. این امر موجب تاثیر متقابل در همسر شده و او نیز به این نتیجه خواهد رسید كه خانواده همسرش همان خانواده خود بوده و تمامی رفتارها باید متقابل باشد. با اين ديد تمامی برخوردها و يا اختلافات بين همسر و خانواده نيز خودبخود حل شده و زن نه‌تنها آرامش بيشتری را در كنار خانواده همسر خود احساس می‌كند، بلكه از رفتار همسرش در مقابل خانواده خود احساس خرسندی و نشاط دارد.
همین چند نكته در همان ابتدا باعث شد ایشان بسیاری از نگرانی‌های همسرش را برطرف كند به نحوی كه همسرش از او به خاطر این‌كه برخلاف مردان دیگر به حرف‌های همسر خود گوش داده و او را درك می‌كند ابراز خرسندی كرده و از او تشكر كرده بود. و پس از آن بود كه ایشان هر از چندگاهی، بخصوص زمان‌هایی كه برای برطرف كردن مشكلات سیستم‌های آن پروژه می‌آمد، سری هم به ما زده و مشكلات خود را بازگو می‌كرد.


پی‌نوشت‌:
1 – میزان‌الحکمة، ج 5، ص 2266

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن‌های خودم:

1 - وقت و حوصله تكميل اين پست رو نداشتم و بقيه‌اش موند برای پست‌های بعدی. اما به خاطر حلول ماه ربيع‌الاول لازم ديدم حتما تا همين‌جا به روز كنم.
2 - اين موزيك را تنها به خاطر هستی خودم گذاشتم (به اين موزيك خيلی علاقه داره)
3 -اين موزيك اسپانيایی است (كه البته در سريال راه بی‌پايان شنيده‌ايد) و از آهنگ‌های Nicolas Reyes (گروه Gipsy Kings) به نام No Volvere می‌باشد.
4 - اين هم متن ترانه:

Amor mio
amor mio por favortu
no te vas
Yo cuentare a las horasque
la ya veo
Vuelve
no
volvere no volvere no volvere
No quiere recordar no quiere recordar

4 - ببخشيد حواسم نبود اسپانيایی نمی‌دونيد. اين هم متن انگليسی‌اش:

My Love
My love please
Don't go away
I will count the hours
Until I see her
Come back
I will not return. I will not return...
I don't want to remember, I don't want to remember

5 - نسخه فارسی اين ترانه رو (البته با مضمون تقريبی و اندكی تغيير و تحول) می‌تونيد از اين‌جا گوش بديد.
(ترانه نگو ديره از اميد عامری)

فعلا التماس دعا تا بعد.

برچسب‌ها:

بهمن ۱۹، ۱۳۸۶

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك - 3

هواللطیف

سلام


در قسمت‌های قبلی "بایدها و نبایدها در زندگی مشترك" چند نفر از دوستان ایراد گرفته بودند كه چرا بیشتر مطالبی كه در این وبلاگ ارائه می‌شود، در مورد نحوه برخورد خانم‌ها در زندگی مشترك بوده و در مورد این‌كه آقایان باید چگونه باشند مطلبی نوشته نمی‌شود. حقیقت امر این است كه معمولا درصد زیادی از افرادی كه به وبلاگ‌های اجتماعی یا خانوادگی مراجعه و یا در این زمینه مطالعه می‌كنند خانم‌ها هستند تا آقایان. اگر به نظرات ارائه شده در این قسمت‌ها هم توجه شود خواهید دید كه حدود 80 درصد نظردهندگان از طیف خانم‌ها هستند. اما اگر به وبلاگ‌های علمی، سیاسی و یا اقتصادی مراجعه شود خواهید دید كه یا به صورت متناسب بوده و یا درصد مراجعات آقایان به آن مطالب بیشتر است (در وبلاگ‌های دیگرم كه مختص مسایل سیاسی، علمی و اقتصادی است طیف آقایان درصد بیشتری از مراجعات را به خود اختصاص داده است). دلیل آن هم بسیار روشن است . بیشترین دغدغه خانم‌ها حفظ و یا تقویت وضع موجود زندگی مشترك و بیشترین دغدغه آقایان حفظ و یا تقویت مناسبات شغلی و كاری است و آقایان كمتر به مطالب اجتماعی و یا خانوادگی اهمیت نشان می‌دهند مگر در مواردی كه واقعا دچار مشكل باشند.
با این حال برای احترام و تكریم نظر آن‌دسته از دوستان، این قسمت و شاید قسمت‌های بعدی را به این‌كه نحوه برخورد آقایان در زندگی باید چگونه باشد اختصاص می‌دهم. منتهی یك خواهشی از خانم‌ها دارم و آن این‌كه با خواندن این مطالب سطح توقعاتشان را بالا نبرند كه چرا همسرشان این‌گونه نیست و باید چنین باشد و ... .هیچ انسانی كامل مطلق نیست و قطعا ایرادهایی دارد و همانگونه كه خانم‌ها نمی‌توانند به یكباره تمام خصلت‌های مثبت در یك زندگی مشترك را كسب كنند، از آقایان نیز نباید انتظار داشته باشند كه به یكباره خود را با این معیارها تطبیق دهند. خانم‌ها نیز نباید به یكباره تمامی خصلت‌های مثبت را به خاطر بسپارند و بخواهند همه را به یكباره در خود تغییر دهند.
یكی از خوانندگان نوشته بودند كه چطور می‌شود كه این مسائل را در زندگی پیاده كرد. نیازی به این نیست كه همه خصلت‌های خود را به یكباره تغییر دهید. بلكه همه را بنویسید، از یكی از مهم‌ترین آن‌ها شروع كنید و برای خود برنامه بریزید كه فقط آن یك خصلت را تغییر دهید. پس از این‌كه در آن موضوع ثبات پیدا كردید به سراغ مشكل بعدی بروید و آن را حل كنید تا پس از مدتی تمام مشكلاتتان حل شود. طبیعی است كه ممكن است نتوانید برخی از رفتارهایتان را تغییر دهید. ولی آن‌چه كه مسلم است این است كه به سمت داشتن یك زندگی سالم و موفق حركت كرده‌اید و هر تغییری هر چند كوچك در انسان، فردای او را بهتر از امروز او خواهد نمود.
بعضی از خصلت‌ها هستند كه ریشه بسیاری از خصلت‌ها و مشكلات دیگر به حساب می‌آیند. مانند دروغ‌گویی. خب اگر این یك خصلت را برطرف كنید و یا سعی كنید كه میزان آن را كاهش دهید قطعا بسیاری از مشكلات دیگر خود به خود حل خواهد شد. عالم طبیعت نیز به یكباره ایجاد نشده و این امر به صورت تدریجی اتفاق افتاده است. در حالی‌كه خداوند قادر بوده است تمام عالم هستی را در یك چشم برهم زدن خلق و در یك چشم برهم زدن محو نماید. اما خلق جهان در شش روز، درسی برای ما انسان‌ها است كه برای هر امری و هر تغییر و تحولی زمان لازم است. پس اگر می‌خواهید تغییر كنید یا زندگی خود را تغییر دهید نباید با همه مشكلات با هم درگیر شوید كه در این‌صورت قطعا موفق نخواهید بود. اگر هر كسی بدون انتظار از طرف مقابل، خصلت‌های منفی خود را برطرف كند، قطعا پس از مدتی این امر به طرف مقابل كه همسر او می‌باشد به تدریج سرایت كرده و او نیز بسیاری از خصلت‌های منفی خود را تغییر خواهد داد. منتهی به شرطی كه آن فرد هیچ انتظاری برای تغییر رفتارهای فرد مقابل در برابر تغییر خصلت‌های خود نداشته باشد. كه در غیر این‌صورت، این مساله صورت معامله به خود گرفته و اساس خودسازی را از بین خواهد برد. به این فكر كنید كه خودتان را حداقل به خاطر خودتان تغییر دهید. حتی اگر با تغییر رفتارهای مثبت در شما، او تغییری نكرد مهم‌ترین نتیجه اش این خواهد بود كه خودتان را ساخته و قدمی به سوی آرامش برداشته‌اید و مطمئنا بسیاری از مشكلاتی كه ناشی از رفتارهای منفی ما بوده از زندگی حذف خواهد شد.

و اما این‌كه آقایان باید چگونه باشند
مهم‌ترین چیزی كه هر انسانی (چه زن و چه مرد) باید به خاطر داشته باشد این است كه احساسات، رفتارها و خصلت‌های مردان با زنان متفاوت است. اگر این تفاوت‌ها را دریابیم و بپذیریم، بسیاری از مشكلات را نیز حل كرده‌ایم.
چند سال قبل، شخصی برای خرید یك سیستم رایانه، به واسطه معرفی یكی از دوستان به ما مراجعه كرد كه موقع خرید متوجه شدم كه بچه محل نیز هستیم. پس از مدتی (نمی‌دونم از چی من خوشش اومد!) كه با هم رفیق شدیم. یك روز تعطیل اومد درب منزل دنبال من. گفت یه كم گرفته بودم گفتم از خونه بزنم بیرون یك حال و هوایی تازه كنم شاید حالم جا بیاد از این‌ نزدیكی‌ها رد می‌شدم یاد شما افتادم گفتم بیام حالی از شما بپرسم. كمی حال و احوال پرسی كه كردیم احساس كردم خیلی ناراحته. چند سال از من بزرگ‌تر بود روم نشد مستقیم بپرسم چی شده، این بود كه سر صحبت رو باز كردم و به سمتی رفتم كه خودش حرف دلش رو بریزه بیرون كه دو سه دقیقه نگذشت كه زبونش باز شد. مشكل از این قرار بود كه تنها دخترش فوق دیپلم یك رشته معمولی دانشگاه آزاد در اطراف كاشان قبول شده بود و ایشان موافق نبود كه به‌خاطر این رشته و این مدرك، دخترش رو اونجا بفرسته و از خطرات و مشكلاتی كه سر راه دخترش بود واهمه داشت. منتهی دخترش اصلا حرف او را قبول نداشت و همسرش نیز با دختر موافق بود و بدون توجه به حرف پدر، مصمم به رفتن دختر به دانشگاه بودند. این آقا هم خیلی ناراحت بود كه بعد از این همه زحمت و تلاش، هیچ كدام از بچه‌هاش به حرف او نبودند. بیشتر اوقات هم با همسرش بگو مگو داشته و همسرش نیز جلوی بچه‌ها با او بحث و جدل دارد. بچه‌ها نیز همه طرف مادرشون هستند و ... .
خب تو این مدت دوستی كه با او داشتم از مشغله‌ها و كارهاش با خبر بودم. شروع كردم به صحبت كردن براش و بهش گفتم:
"ببین امیرجان، می‌دونم كه هر كاری كه می‌كنی برای خوشبختی و رفاه خانوادته اما شما صبح ساعت 6 بلند می‌شی میری دنبال كارت شب ساعت 11 میای خونه. صبح كه بچه‌ها رو نمی‌بینی شب هم وقتی میای یا خوابند و یا اگر هم بیدار باشند حوصله‌شون رو نداری. خب مسلمه كه بچه طعم پدر رو نمی‌فهمه. هر چی می‌خواد، هر كاری داره، هر كمبودی احساس می‌كنه می‌بینه مادر در كنارشه و كمكشه. شما شاید قبل از این كه دانشگاه قبول بشن هم نمی‌دونستی كلاس چندم هستند. خب حق بده كه زیاد رو حرف شما حساب باز نكنند. اما دیر نشده نگران نباش. ان‌شاالله همه چیز حل میشه منتهی باید یك سری تغییرات رو تو زندگیت بدی. اول از همه این‌كه بچه‌ها و به خصوص مادرشون به خواب شما نیازی ندارند و به شما در زمان بیداری و هوشیاری‌تون نیاز دارند. تو صبح تا شب تو خیابون‌ها و تو اجتماع پرسه می‌زنی و اون‌ها توی اون خونه نشستند و در و دیوار رو می‌بینند. خب نیاز به گردش و تفریح دارند. بعضی وقت‌ها از كارت بزن و اونا رو ببر پارك. ببین من و شما چون همیشه توی خیابون و دود و دم و ترافیك و ... هستیم، تصورمون نسبت به پارك و حتی گردش تو خیابون‌ها و ... برامون تفریح به حساب نمیاد و فكر می‌كنیم وقت تلف كردن و دود خوردن و ... است. اما برای بچه‌ها این‌طور نیست. اون‌ها نیاز دارند از خونه بزنند بیرون. حتی توی همین دود و دم. خب تو برای یك كاری مجبوری بری مسافرت شهرستان. چه ایرادی داره همراهت زن و بچه‌ات رو ببری اون‌جا بگردند هم كارت رو انجام بدی و هم اون‌ها رو به مسافرت ببری؟ نهایتش اینه كه دو روز بیشتر كارت طول می‌كشه ولی در عوض یك دنیا رو به اون‌ها دادی. مسافرت كاری برای تو دردسر و علافی و خستگی و ... داره نه برای اونا.
در مورد دخترت هم اگر احساس می‌كنی كاری از دستت بر نمیاد دیگه مخالفت نكن. جز این‌كه فاصله‌ات بیشتر بشه فایده دیگری نداره. برو بخونه به دخترت بگو من فكرهامو كردم. حالا كه خودت خیلی علاقه داری و دوست داری من هم حرفی ندارم. و سعی كن حتی كمكش كنی. تصمیم بگیر همه با هم برین كاشان ثبت نام و كارهاش رو انجام بده، از جا و مكانش مطمئن شو، یك حساب براش باز كن و ... در كنارش بچه‌ها رو هم اون‌جا یك گردش ببر و ... بذار بچه‌ها درك كنن كه واقعا یك پدری دارند كه خیرشون رو می‌خواد و اگر لازم باشه همه جوره پشت و پناهشونه..."
بگذریم. بعد از یك ماه دوباره اومد منزل ما. اما این‌دفعه شاد و سرحال. كلی تشكر كه همه مشكلاتش حل شده و خانواده با او مهربان و صمیمی شدند. بچه‌ها رو برده بود كاشان بعد از ثبت‌نام و گردش، همكارش بهش زنگ می‌زنه و می‌گه كه یك سفارش كاری تو اصفهان پیش اومده تو هم سعی كن بیای. اون هم از همونجا با خانواده می‌رن اصفهان و بعد هم یك كاری رشت پیش میاد با هم به رشت رفته و بعد از ده روز گردش و مسافرت اومده بودند تهران. منتهی با خانواده‌ای كاملا متفاوت. می‌گفت تازه این یك ماه فهمیدم زندگی یعنی چی و با این‌كه همه كارهای بیرونی‌ام برای بچه‌ها و خوشبختی‌شون بوده می‌بینم كه خیلی در حقشون كوتاهی كردم. از این به بعد هم قرار شده هم شب‌ها زودتر بیام خونه و هم پنج شنبه‌ها رو وقت بذارم برای این‌كه اونا رو ببرم بیرون.
بدی ما مردها این است كه فكر می‌كنیم همه چیز خانواده و زندگی یعنی پول و پول و ... . فكر می‌كنیم تنها نیاز خانواده پول است، و پول هم فقط با كار بیشتر به دست میاد. حضرت علی (ع) می‌فرماید: "یابن آدم ما كسبت فوق قوتك فاءنت خازن لغیرك(1). اى فرزند آدم هر چه بیش از روزى هر روزه ات كسب كنى، خزانه دار آن براى دیگرى هستى." پس سعی كنید در هر امری نه افراط داشته باشید نه تفریط. ما مردها فكر می‌كنیم هر چیزی كه برای ما بی‌ارزش است برای خانواده هم ارزشی ندارد. به عنوان مثال یك شاخه گل. خیلی از مردان تصورشان این است كه یك شاخه گل ارزشی ندارد. پول هدر دادن است. امروز می‌خرید فردا به دور انداخته می‌شود. در حالی كه یك شاخه گل، هرچند هم قیمت و ارزشی نداشته باشد، برای یك زن یك دنیا معنا و مفهوم و زیبایی است. این‌كه به یادش هستید. این كه برایش ارزش قائلید و این كه به او عشق می‌ورزید. ارزش، شادی و نشاطی كه این شاخه گل برای همسرتان ایجاد می‌كند را شاید نتوانید با چیزهای دیگر، حتی هدایای سنگین بدست آورید. حتی اگر فرصت پیاده شدن و خرید گل ندارید سر بسیاری از تقاطع‌ها هستند افرادی كه شاخه و یا دسته گل می‌فروشند. پس می‌توان با هزینه‌ای هرچند اندك، شادی و نشاطی چند روزه را به همسرتان اهدا كنید و حتما نباید برای بدست آوردن دل او هدایای سنگین تهیه كنید. این كه مناسبت‌های تولد، ازدواج و ... را از یاد نبرید و برای آن روزها هدایای مناسب بخرید خیلی خوب و به نظر من الزامی است. اما برای خریدن و هدیه یك شاخه گل لزومی ندارد منتظر روز خاصی باشید. برای تقدیم عشق‌ خود به همسرتان، برای آن‌كه بفهمد دوستش دارید و ... همه روزهای سال مناسبند. چه ایرادی دارد كه غیر منتظره باشید و روزی كه همسرتان انتظارش را ندارد شاخه گلی به او اهداء كنید. و یا زمانی كه فكرش را نمی‌كنند آن‌ها را به تفریح ببرید. و ...
قدری به خودتان بیایید. دختری دارید دبیرستانی. شما هم همیشه مشغول كار و كسب سرمایه و درآمد. بهترین چیزها را هم برایش فراهم كرده‌اید. اما حوصله گردش و تفریح را ندارید و این‌كار را به مادرش سپرده‌اید. در خوش‌بینانه ترین حالت، این دختر هر روز كه به مدرسه می‌رود گفتگوی همكلاسی‌هایش را می‌شنود كه فلان روز با خانواده و اطرافیان به پارك رفته و یا به مسافرت رفته و .... . اما همیشه نباید خوش بین بود و حالات دیگری هم هست. و آن این‌كه همكلاسیانش با شادی و نشاط غیر قابل توصیفی از گردش و تفریح با دوست پسرانشان سخن می‌گویند. و او نیز در حسرت این‌كه حتی پدرش فرصتی برای آن‌ها ندارد. خب خودتان را جای آن دختر بگذارید تا كی دوام می‌آورید؟ هر چیزی هزینه دارد. اما مطمئنا هزینه پیشگیری بسیار كمتر از هزینه درمان است. و چه بسا بسیاری از مشكلات قابل درمان نباشند و اگر همه دار و ندارتان را نیز صرف كنید نتوانید غفلت‌هایتان را جبران كنید.

یكی از نوعروسان با همسرم درد دل می‌كرد و می‌گفت كه دوست دارم یك‌بار هم كه شده شوهرم به زبان بگوید كه مرا دوست دارد. یك‌بار هم كه بطور غیر مستقیم به او فهماندم گفت كه من تا به حال به مادرم هم نگفته‌ام كه دوستت دارم!. واقعا بعضی مردها نه تنها به خاطر غرور نابجایشان احساسات دیگران را درك نمی‌‌كنند، بلكه شعور مناسب برای زندگی را هم ندارند. بیان یك كلمه دوستت دارم نه تنها غرور مرد را پایمال نمی‌كند بلكه دلگرمی و نشاط خاصی را به همسر خود اعطا می‌كند كه نتیجه آن رهایی زن از استرس‌ها، و تحمل مشكلات و سختی‌های زندگی است. پس اگر می‌خواهيد زندگی شاد و با نشاطی داشته باشيد بايد بیاموزید تا علاوه بر آن‌كه زنتان را دوست داشته باشید، عشق و علاقه‌تان را نيز به او نشان دهید و به او بگویید كه از صميم قلب دوستش دارید.

خب فكر كنم برای امروز كافی باشد. بگذارید تا برای دفعات بعد هم مطلبی برای گفتن داشته باشم تا زودتر به‌روز كنم. ان‌شاالله مابقی مطلب بماند برای پست بعد.
فعلا التماس دعا

پی نوشت‌ها:
1 – كلمات قصار، 183

مطالب مرتبط:
والاترين الگوی زندگی عاشقانه

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك -2
بايدها و نبايدها در زندگی مشترك
چه شكوهی دارد اين عشق

برچسب‌ها:

خرداد ۲۴، ۱۳۸۶

والاترين الگوی زندگی عاشقانه

هوالشاهد

باسلام خدمت شما دوستان و بزرگواران

طی اين دو پستی كه در مورد زندگی مشترك نوشته بودم برخی از دوستان انتقاداتی را نسبت به اين نوع زندگی داشتند. خواستم ادامه مطلب به همراه طرح انتقادات و پاسخ آن‌ها را بنويسم كه ديدم بهتر است كه الگوی عملی يك زندگی عاشقانه را اين‌جا بازگو كنم. البته تعدادی از خوانندگان نيز از اين‌كه بايدها و نبايدهای زندگی را برای مردان ننوشته‌ام گله داشتند كه ان‌شاالله به آن نكات نيز خواهيم رسيد.

الگوهای رفتاری حضرت زهرا (س) در زندگی با اميرالمؤمنين علی (ع)

آراستگى و معطر بودن براى همسر
براى زن در رسيدگى به وضع ظاهريش به خاطر همسرش سزاوار نيست كه به خود و سر و وضعش نرسد ولو اينكه گردنبندى را در گردن خويش بياويزد و نيز پسنديده نيست كه دستش را بدون رنگ رها كند ولو اينكه مختصر حنائى بگذارد گرچه سالخورده باشد.
در زندگى حضرت فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏عليه نقل مى‏كنند كه ام‏سلمه همسر پيامبر (ص) از حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه پرسيدند آيا عطر و بوى خوش ذخيره كرده‏ايد فرمودند: آرى، رفتند و مقدارى عطر آوردند و مقدارى در كف دست من ريختند بوى خوشى داشت كه هرگز نشنيده بودم.
پيامبر اكرم (ص) به عمار ياسر مأموريت داد براى شب عروسى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه عطرهاى خوشبو تهيه نمائيد عمار ياسر مى‏گويد: عطر خوبى تهيه كرده به منزل حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏عليه بردم و گفتم پدر شما رسول خدا (ص) مرا امر كرد تا اين عطر را فراهم نمايم.

شرم و حيا در كنار همسر
حيا دو گونه است: يكى پسنديده و ديگرى ناپسند. حياى ناپسند آن حالتى است كه انسان را از رشد و كمال‌يابى و رسيدن به حقوق بازمى‏دارد و يا باعث تضييع حقوق ديگرى مى‏گردد. چنين صفتى در روايات اسلامى به شدت تقبيح گرديده است... (1) و همچنين در آداب همسردارى آمده است كه حيا دو گونه‏ى متصور است: يكى مطلوب و ديگرى مذموم و نامطلوب. حياى مذموم آن حالتى است كه يكى از زوجين را در استيفاى حقوق طرف مقابل بازدارد و قيد و بندى شود در مسائل زوجيت و ساير امور مربوطه... و لذا حضرت امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند: زن خوب، زنى است كه در خلوت با شوهرش حيا را نيز از تنش خارج كند، و سپس در شرايط عادى، حيا را نيز مانند لباس به اندامش بپوشاند. (2)
حضرت فاطمه عليهاالسلام در طول مدت شوهردارى خود با اميرالمؤمنين، در هيچ فرصتى حريم آن حضرت را ناديده نگرفت و در مورد شخصيت آن بزرگوار كوتاهى نكرد. تا جايى كه اميرالمؤمنين در اين باره مى‏فرمايند: سوگند به خدا زندگى با صفاى من و فاطمه عليهاالسلام طورى بود كه نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانى كرد، حتى غصه‏هاى ديگرم با حضور او و تماشاى جمالش برطرف مى‏گرديد. (3)
اين حديث شريف كه از دل آتشين على عليه‏السلام در فراق فاطمه عليهاالسلام برخاسته است، نشان مى‏دهد كه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تا چه ميزانى در اطاعت شوهر بود و كوچكترين اسائه ادب از او ديده نشد.
در اظهار ديگرى از اميرالمؤمنين مى‏خوانيم كه آن حضرت زن و بچه‏هايش را در وضع بسيار اسفناك (گرسنگى) ديد، به فاطمه عليهاالسلام گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگى بچه‏هايم مرا آگاه نساخته‏اى؟ فاطمه عليهاالسلام در جواب فرمودند:
يا اباالحسن! من از خدايم شرم و حيا مى‏كنم تو را به كارى بگمارم كه قدرت تهيه آن را ندارى. (4)
اگر چه تأمين رفاه زندگى زن و بچه براى شوهر در حدّ معمول واجب است، ولى روح ايثارگرى خاندان رسالت و ولايت در تمام ابعاد زندگى، باعث شده بود كه خانواده‏ى اميرالمؤمنين پيوسته در فقر و پريشانى بسر برند و لذا فاطمه از وضع مالى شوهرش آگاه بود، و مى‏دانست كه وى قدرت تهيّه مايحتاج خانه را ندارد. از اين جهت شرم و حياى فاطمه عليهاالسلام كه از ايمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه مى‏گرفت مى‏گويد: «من از خدايم شرم مى‏كنم...»
اين درسى است به تمام بانوان محترم كه گرفتار زرق و برق و تشريفات كمرشكن نگردند و درآمد و امكانات شوهرانشان را مراعات كنند...

تواضع و فروتنى حضرت زهرا در مقابل همسر
تواضع حضرت زهرا عليهاالسلام در خانه‏ى على عليه‏السلام و احترام او به على در حدى بود كه وقتى ماجراى فشار بين در و ديوار و بسترى شدن حضرت زهرا در رابطه با مخالفت او با خلفا رخ داد، عمر و ابوبكر چندين بار از حضرت على عليه‏السلام تقاضا كردند تا واسطه شود، كه آنها به حضور حضرت زهرا عليهاالسلام بيايند و احوال‌پرسى كنند و رضايت او را به دست آورند، سرانجام على عليه‏السلام ضامن شد كه آنها را نزد فاطمه عليهاالسلام ببرد. حضرت على نزد فاطمه آمد و تقاضاى آنها را مطرح كرد، ولى فاطمه عليهاالسلام به شدت اين تقاضا را رد كرد، حضرت على عليه‏السلام فرمود: من از طرف آنها ضامن شده‏ام كه از تو اجازه بگيرم. در اين هنگام حضرت زهرا عليهاالسلام در برابر على عليه‏السلام در چنان شرايطى آنچنان تواضع كرد كه گفت: «اگر از ظرف آنها چيزى را ضامن شده‏اى، خانه خانه‏ى توست و من در هيچ چيز با رأى تو مخالفت نمى‏كنم». (5)

سازش با مشكلات و سختى‏ها در طول زندگى
رسول خدا فرموده‏اند از بركات اخلاقى و فكرى زن خوب اين است كه هزينه و مخارجش كم باشد. (6) و در اداره‏ى خانه و صرفه‏جويى در مصرف، ياور و همكار شوهر به حساب مى‏آيد. (7) تمام اين ويژگيها در وجود مبارك حضرت زهرا جمع بود و آن حضرت با مديريت لازم و با صبر و بردبارى، همه‏ى تلخيها را به كام على عليه‏السلام شيرين مى‏كرد و در برابر مشكلات مالى عقب‏نشينى نمى‏نمود.
حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايند: من در حالى با حضرت زهرا ازدواج كردم، كه زيراندازى در خانه نداشتم، در حالى كه در همان تاريخ احسان و بخشش من به نيازمندان بقدرى زياد بود كه اگر به بنى‏هاشم تقسيم مى‏شد همه‏ى آنان را غنى و بى‏نياز مى‏كرد. (8) اين حديث نشان مى‏دهد كه فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با چه مشكلاتى در خانه على عليه‏السلام دست و پنجه نرم كرده و خم به ابرو نياورده است. و در يك روايت ديگر از طريق امام صادق عليه‏السلام از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده كه: روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به خانه دخترش فاطمه عليهاالسلام وارد شد، ولى زهرا را در حالتى ديد كه در نتيجه چشمان مباركش پر از اشك گرديد، زيرا لباس آن حضرت بسيار نامناسب بود. زهرا با آن وضع از يك طرف مشغول آرد كردن جو و تهيه‏ى نان و از طرف ديگر به بچه‏اش شير مى‏داد، پيامبر الهى فرمودند:
اى دختر عزيزم! اين‌گونه تلخي‌ها را در دنيا براى رسيدن به پاداش و شيريني‌هاى اخروى پذيرا باش و صبر و بردبارى را از دست نده. آن بانوى گرامى اسلام گفتند: اى رسول خدا! سپاس خدايى را كه نعمتهايش را ارزانى داشته و باز شكر در برابر عطاياى بى‏پايان الهى. (9) در اين حال اين آيه نازل شد كه اى پيامبر! ما آن قدر پاداش خواهيم داد كه راضى شوى. (10) اين حديث و قضيه تاريخى نشان مى‏دهد كه فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا در برابر مشكلات و نارسايي‌هاى مالى هيچ‏گونه تغيرى نداشت و سپاس الهى را بجا مى‏آورد.
حضرت زهرا در كنار ساير تحملات خود در برابر سختيها، روزهاى زيادى را به گرسنگى گذرانيد، ولى دردش را به كسى نگفت و حتى به رخ على عليه‏السلام نياورد و تا دم مرگ و شهادت چيزى از شوهر درخواست نكرد. دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در خانه مولى على عليه‏السلام با سختيها انس گرفت و درد گرسنگى چشيد و بچه‏هايش را نيز با اين روش عادت داد، تا رنگ رخسارشان از ناتوانى و گرسنگى زرد شد.... حضرت امام باقر عليه‏السلام از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مى‏كنند كه روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله وارد خانه‏ى دخترش شد و پس از سلام و احوال‏پرسى فرمود:
چرا رنگ رخسارت اين قدر پريده است؟ فاطمه عليهاالسلام گفت: اى پيامبر خدا! از گرسنگى به اين حالت افتاده‏ام... (11) اين حديث نشان مى‏دهد كه وضع فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از گرسنگى به جايى رسيده بود، كه رنگ رخسارش تغيير يافته بود، و پدر بزرگوارش با ديدن او نگران گرديده و از عوامل پريشانى درونى و تغير چهره سؤال نموده است. و از سوى ديگر مى‏دانيم كه آن بانوى عزيز اسلام تا به يك حالت اضطرارى نمى‏رسيد، گرسنگى خود را حتى به پدرش رسول گرامى اسلام نيز نمى‏گفت.

جهاد زن نسبت به شوهر
موسى بن جعفر عليه‏السلام مى‏فرمايد: جهاد زن اين است كه خوب شوهردارى كند. (13) زهرا عليهاالسلام مى‏دانست كه سپه‌سالار نيرومند و شجاع اسلام در صورتى در ميدان نبرد پيروز مى‏گردد كه از جهت اوضاع داخلى خانه، فكرش آزاد و از تشويقات و مهرباني‌هاى همسرش دلگرم باشد. از اين رهگذر مى‏توان گفت: هنگامى كه سپه‌سالار فداكار اسلام يعنى على بن ابى‏طالب (عليه‏السلام) با تنى خسته و كوفته، از ميدان نبرد به خانه بازمى‏گشت از مهربانى‏ها و دلگرمى‏ها و نوازش‏هاى همسر عزيزش كاملاً برخوردار مى‏شد. زخم‏هاى تنش را پانسمان مى‏كرد. لباس‏هاى خون‏آلود جنگ را مى‏شست و خبرهاى جنگ را از او مى‏شنيد. فاطمه عليهاالسلام زنى نبود كه در گوشه منزل به ادامه زندگى داخلى مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام بى‏تفاوت بگذرد. بلكه از گوشه‏هائى از تاريخ استفاده مى‏شود كه در جريان امور مربوط به اسلام بوده و بالاخص به حوادث جبهه و جنگ كاملاً عنايت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشويق مى‏نموده بلكه در مواقع لزوم در صحنه حضور داشته و كارهائى را انجام مى‏داده است. در تاريخ نوشته‏اند: بعد از جنگ احد، وقتى فاطمه صورت خون‏آلود پدر را ديد او را در بغل گرفت، گريه مى‏كرد و خونها را از چهره پدر پاك مى‏كرد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام آب آورد و فاطمه صورت پدر را مى‏شست، ولى خون قطع نمى‏شد، سرانجام فاطمه قطعه حصيرى را سوزاند و خاكسترش را روى زخم ريخت تا خون قطع شد. (14) و نوشته‏اند وقتى رسول خدا از جنگ احد برگشت شمشيرش را به فاطمه داد و فرمود: خون‏هايش را بشوى. على بن ابى‏طالب عليه‏السلام نيز شمشيرش را به فاطمه داد و فرمود: خون‏هايش را بشوى. (15) فاطمه عليهاالسلام، هميشه شوهرش را تحسين و تشويق مى‏كرد و فداكارى‏ها و شجاعت‏هايش را مى‏ستود و بدينوسيله دلش را گرم و براى جنگ آينده آماده‏اش مى‏نمود. بوسيله‏ى نوازشهاى بى‏شائبه، تن خسته و جراحات بدنش را تسكين مى‏داد. على عليه‏السلام مى‏فرمايد: وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا (عليهاالسلام) نگاه مى‏كردم تمام غم و غصه‏هايم برطرف مى‏شد. (16) فاطمه عليهاالسلام هرگز بدون اجازه على (عليه‏السلام) از خانه خارج نشد. هيچگاه او را غضبناك نكرد. زيرإ مى‏دانست كه اسلام مى‏گويد: هر زنى كه شوهرش را غضبناك كند خدا نماز و روزه‏اش را قبول نمى‏كند تا اين كه شوهرش راضى شود. (17)
فاطمه در خانه‏ى على هرگز دروغ نگفت و خيانت نكرد و هيچ‌گاه از دستوراتش سرپيچى ننمود. على عليه‏السلام مى‏فرمايد: به خدا سوگند هرگز كارى نكردم كه فاطمه (عليهاالسلام) غضبناك شود. فاطمه هم هيچگاه مرا خشمناك ننمود. (18)

ايثار در شوهردارى
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در تمام زمينه‏هاى عملى براى بانوان و پيروانش الگوى زندگى است و از جمله شوهردارى و جلب رضايت او مى‏توان از سيره‏ى آن حضرت درس‌ها گرفت و صفا و صميميت كانون خانواده را دو چندان كرد.
روزى اميرالمؤمنين على عليه‏السلام از فاطمه عليهاالسلام طعام خواست، آن حضرت جواب داد:
در نزد من چيزى نيست، جز آنكه دو روز پيش آن را به تو خوراندم و من آن را براى خود و حسن و حسين نگه داشته بودم (21). على عليه‏السلام فرمودند: چرا در طول دو روز مرا مطلع نكرده‏اى، تا برايتان چيزى تهيه مى‏كردم؟ فاطمه عليهاالسلام گفت: من از خدايم شرم كردم تو را به كارى بگمارم كه قدرت تهيه و خريد آن را ندارى. و در عبارتى ديگر اينكه: پدرم به من سفارش كرده كه از على عليه‏السلام چيزى درخواست نكن، هرچه او آورد استفاده كن، وگرنه تحمل بنما. (22)
از اين حديث درس‌هاى زيادى مى‏گيريم، از جمله اين‌كه فاطمه عليهاالسلام خود و فرزندانش گرسنگى كشيده و غذا را به على عليه‏السلام خورانده است، و اين حركت تعجب‏آميز، ايثار و عشق و علاقه‏ى شديد زهرا به آن حضرت را مى‏رساند، هرچند ممكن است نسبت به بچه‏هاى كوچك نيز غذا و طعامى غير از آن داده باشد.

حفظ آبروى خانواده
يكى از ويژگي‌هاى حضرت فاطمه عليهاالسلام اين بود كه آن بزرگوار در حفظ حريم خانواده، بويژه شوهرش فوق‏العاده حساس بود و تمام مشكلات و نارسائي‌ها را تحمل نمود، ولى خم به ابرو نياورد و آبروى على عليه‏السلام را حفظ كرد.
با اين‌كه شخصيت فاطمه عليهاالسلام در جهان اسلام جايگاه خاصى داشته و دارد، ولى او در انتقال از خانه پدر به خانه‏ى شوهر، به يك خانه‏ى محقر و دورافتاده‏ى استيجارى كه صاحب آن حارثه بن نعمان بود، پناه برد و دور از هرگونه امكانات زندگى، با خاك‌هاى نرم، اتاق عروسى را صاف كرد و هرگز محروميت رفاهى را به رخ على نكشيد و به ديگران نگفت.(23)

عشق و علاقه شديد حضرت زهرا به اميرالمؤمنين
فاطمه عليهاالسلام با الهام از دستورات الهى و پدر بزرگوارش، نسبت به اميرالمؤمنين فوق‏العاده علاقه‏مند بود و هرگز برخلاف رضاى او گام برنمى‏داشت و برخورد و زندگيش با مولا طورى بود، كه غمها و غصه‏هاى وارده در بيرون از خانه، با ديدار فاطمه عليهاالسلام برطرف مى‏شد، و حضرت على عليه‏السلام خود در اين باره مى‏فرمايند:
سوگند به خدا، من هرگز زهرا را به خشم نياوردم و او را به كارى مجبور نساختم تا اينكه مرا در فراقش گرفتار ساخت و متقابلاً او نيز مرا خشمگين نساخت، و هيچ وقت نافرمانى نكرد و هرگاه من با او ديدار مى‏كردم، غمها و غصه‏هايم از دلم برطرف مى‏شد. (25)
اين حديث از عشق و علاقه‏ى شديد متقابل دو همسر معصوم حكايت مى‏كند، كه در طول زندگى آنان نه تنها كوچكترين اختلافى پيش نيامده است، بلكه مشكلات خارجى و اجتماعى با ديدار محبت‏آميز مرتفع مى‏گرديد. به همين جهت بود، كه چون اميرالمؤمنين عليه‏السلام را به زور و اجبار براى بيعت با غاصبين خلافت به مسجد آوردند، آن بانوى دو عالم به دنبال على عليه‏السلام در كنار قبر رسول خدا قرار گرفت و فرمود: «اگر پسرعمويم على عليه‏السلام را رها نسازيد، سوگند به خدا موهايم را پريشان نموده و پيرهن پدرم را بر سر گرفته و شما را نفرين مى‏كنم....»
اين روايت كه از طريق امام صادق عليه‏السلام از حضرت سلمان نقل شده، آمده است: «در اين هنگام آثار بلاى آسمانى پديدار گشت و سلمان از فاطمه عليهاالسلام شفاعت كرد كه آن حضرت نفرين ننمايد، همزمان على عليه‏السلام را نيز آزاد كردند... (26)
و در يك روايت ديگر آمده است كه حضرت زهرا اگر چه در بستر بيمارى بود و غمها و غصه‏هاى فراوانى كه در اثر فشار و جنايت مهاجمين خونخوار به خانه آن حضرت پيش آمده بود، وى را فراگرفته بود، ولى پيوسته به ياد على عليه‏السلام و آينده آن بزرگوار در تشويش و اضطراب بسر مى‏برد، و حتى در هنگام مرگ سكرات مرگ را فراموش كرده و در مورد مصائب آتى اميرالمؤمنين گريه مى‏كرد. چنانچه حضرت امام صادق نقل مى‏كنند: چون وقت شهادت فاطمه عليهاالسلام فرارسيد شروع به گريه كرد، حضرت على عليه‏السلام با يك تعبير عالى و تعجب‏آميز پرسيد: اى سرور من چرا گريه مى‏كنى؟!جواب داد: براى آن مشكلاتى كه بعد از من با آنها مواجه خواهى شد. حضرت فرمودند: تو گريه نكن همه‏ى اينها براى من آسان است. (27) تعبير: «يا سيّدتى» در اين حديث، نشان عظمت فاطمه‏ى زهرا از ديدگاه اميرالمؤمنين است و همچنين گريه فاطمه عليهاالسلام براى على عليه‏السلام آن هم در حال مرگ و سكرات آن، كه معمولاً هركسى به فكر خود مى‏باشد، شدت علاقه فاطمه به اميرالمؤمنين را در بر دارد. و بالاخره چون خبر شهادت زهرا را به على عليه‏السلام دادند، آن حضرت در حال حركت به زمين افتاد و هرچه خواست بلند شود ممكن نشد.(28) و در نقلى ديگر حالت غشوه به او دست داد.(29) همه‏ى اين احاديث و قضاياى تاريخى نشان مى‏دهد، كه در ميان على و فاطمه عليهاالسلام محبت، عشق و علاقه‏ى فوق‏العاده‏اى حاكم بود، كه در فراق فاطمه، على به حالت غشوه مى‏افتد و صبر و توانش به ناتوانى و كم‏صبرى تبديل مى‏گردد، و فاطمه عليهاالسلام نيز هرگز على و يارى على را فراموش نمى‏كند. و در هنگام سكرات مرگ كه لحظات بسيار دشوار به حساب مى‏آيد، به ياد گرفتارى و مصائب آن حضرت اشك مى‏ريزد.

رضايت فوق‏العاده اميرالمؤمنين از حضرت زهرا
از بحث‌هاى پيشين استفاده شد كه على عليه‏السلام از فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فوق‏العاده راضى و خشنود بود، زيرا آن حضرت يك انسان معصوم و بى‏لغزش بود و هرگز كارى برخلاف رضاى اميرالمؤمنين انجام نمى‏داد، ولى در عين حال فاطمه عليهاالسلام در هنگام فراق، در ضمن وصاياى خود به آن حضرت خواستند قلب مبارك على را بار ديگر در مورد خود راضى‏تر نمايند و لذا عرض كرد:
اى پسرعموى پيامبر! من هرگز به تو دروغ نگفتم، خيانت نكردم و به مخالفت تو برنخاستم. على عليه‏السلام چون اين سخنان را شنيد فرمود:
معاذاللَّه انت اعلم باللَّه و ابر و اتقى و اكرم و اشد خوفاً من اللَّه قد عز على مفارقتك و تفقدك الا انه امر لابد منه... (30)
پناه به خدا، نسبت به امور و احكام الهى داناترى. نيكوكارى، تقوا، تقرب و خشيتت از خدا بيشتر است. اين را بدان كه جدايى و مفارقت تو فوق‏العاده براى من سنگين است، ولى اين كار چاره‏پذير نيست.
اين فرازها نشان مى‏دهد كه آن بانوى گرانقدر، آنقدر به مولاى متقيان عظمت قائل است، كه در مقام كسب رضايت خاطر مولا است، هرچند كار خلاف و قصور جزيى نيز از او صادر نشده بود.
به اين مناسبت بود كه اميرالمؤمنين چون پيكر پاك فاطمه عليهاالسلام را بر خاك سپرد، دست دعا به سوى آسمان برداشت و در حق زهرا چنين دعا كرد:
اللهم انى راض عن ابنه نبيك، اللهم انها قد اوحشت فانسها، اللهم انها قد هجرت فصلها، اللهم انها قد ظلمت فاحكم لها و انت خير الحاكمين.(31)
خدايا! من از دختر پيامبرت راضى هستم. بارالها! فاطمه عليهاالسلام نگران و مضطرب بود، تو او را آرامش بخش، خداوندا! زهرا از دوستان و فرزندان مفارقت كرد، تو او را وصل كن. پروردگارا! به فاطمه عليهاالسلام ظلم كردند تو خود حاكم باش.
همه‏ى اين فرازها نشان مى‏دهد كه فاطمه‏ى زهرا با داشتن مقام عصمت نسبت به حقوق شوهر چقدر ارزش قائل بوده و چه‏سان نگران بوده است كه نسبت به مقام ارجدار شوهرش على بن ابيطالب عليه‏السلام مسؤول باشد و لذا على عليه‏السلام رضايت خويش را در مورد فاطمه عليهاالسلام اعلان مى‏نمايد....
به همين جهت حضرت امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند: «براى زن هيچ شفاعتى به اندازه‏ى رضايت شوهر مفيد و ثمربخش نيست.... » (32)

استفاده از تجربه مشورت در زندگى
در زندگى آن حضرت از كودكى تا هنگام وفات و شهادت كسانى مسئوليت سرپرستى و مشاوره با آن حضرت را داشته‏اند. بعد از رحلت مادر بزرگوارشان خديجه كبرى، سرپرستى و سپس مشاورت آن حضرت بر عهده‏ى فاطمه بنت اسد گذاشته مى‏شود تا سال چهارم هجرت يعنى سالى كه امام حسن مجتبى (ع) به دنيا آمدند در اين سال بعد از رحلت فاطمه بنت اسد امر مشاوره و همفكرى حضرت زهرا (س) به ام‏السلمه محول مى‏شود و ام‏السلمه تا زمان شهادت حضرت زهرا (س) در كنار ايشان بوده است. نكته مورد توجه در اين ماجرا اين است كه پيامبر اكرم (ص) حتى بعد از ازدواج حضرت زهرا (س)، مشاوره را براى ايشان لازم مى‏دانند. وقتى مسئله شنيدنى‏تر مى‏شود كه ما زهرا را داراى مقام عصمت بدانيم. نكته ديگر اينكه آن‌هائى كه تأسى به حضرت زهرا (س) را براى خود فرض و حتم مى‏دانند بايد متوجه باشند كه انسان هميشه محتاج مشاوره است. و اين نكته براى نوعروسان جاى دقت بسيار دارد.

رنج‏هاى حضرت زهرا در زندگى
على (ع) به يكى از يارانش فرمود: فاطمه (ع) در خانه من چندان با مشك آب مى‏آورد كه آثار مشك بر بدنش ديده مى‏شد. چندان دستاس مى‏كرد كه دستهايش تاول زد و آنقدر در تميز كردن خانه و پختن نان و غذا زحمت مى‏كشيد كه لباسهايش ژوليده مى‏شد.(33)
بايد توجه داشت كه در آن زمان آب آشاميدنى مدينه از چند چاه كه در مدينه بود تأمين مى‏شد و همانگونه كه ذكر شد در تقسيم كارها، آوردن آب و كارهاى بيرون منزل به عهده على (ع) گذارده شد؛ اما شركت مداوم او در ميدانهاى جهاد و مأموريتهاى پياپى جنگى موجب مى‏شد كه در غياب على (ع) اينگونه كارها نيز عملاً بر دوش فاطمه (ع) افتد.
روزى فاطمه (عليهاالسلام) احوالش را براى پدر بازگو نمود و تقاضاى خدمتكارى كرد تا در خانه به او كمك كند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) گريست و فرمود: فاطمه جان! بخدا سوگند چهار صد فقير از اصحاب صفه در مسجد سكونت دارند و در گرسنگى بسر مى‏برند بيم آن دارم كه اگر خدمتكار داشته باشى اجر و ثواب خدمت در خانه را از دست بدهى. بيم آن دارم كه على (ع) روز قيامت در پيشگاه خداوند از تو طلب حق كند. سپس تسبيحاتى را به او ياد داد كه به تسبيحات حضرت زهرا (ع) معروف شد. وقتى فاطمه (ع) بازگشت اميرالمؤمنين (ع) فرمود: براى طلب دنيا نزد رسول خدا (ص) رفتى آخرت نصيبمان شد. (34)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت‌ها:

1 ـ بحار، ج 77، ص 149 و ج 71، ص 331 و ج 78، ص 242.
2 ـ وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 16، ح 10: خيرالنساء الّتى اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحياء و اذا لبست الدّرع لبست معه الحياء.
3 ـ عوالم، ج 11، ص 328- جلاءالعيون، ج 1، ص 170- بحارالانوار، ج 43، ص 134.
4 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51- عوالم، ج 11، ص 158- جلاءالعيون، ج 11، ص 137.
5 ـ بيت‏الاحزان/ 234.
6 ـ بحارالانوار، ج 103، ص 231: من بركة المرأة خفّة مؤنتها.
7 ـ بحارالانوار ج 103، ص 238: المرأة الصالحة احد الكاسبين.
8 ـ بحارالانوار، ج 41، ص 43- كامل ابن‏اثير، ج 3، ص 399 با مختصر تفاوت.
9 ـ ضحى/ 5.
10 ـ عوالم ج 11 ص 267- بحار ج 43 ص 85 و 86.
11 ـ كافى، ج 5، ص 528 و 529، ح 5.
12 ـ سفينةالبحار، ج 1، ص 193.
13 ـ وافى كتاب نكاح ص 114.
14 ـ انساب الاشراف ج 1 ص 324.
15 ـ سيره ابن‏هشام ج 3 ص 106.
16 ـ مناقب خوازمى ص 256.
17 ـ وافى كتاب نكاح ص 114.
18 ـ مناقب خوارزمى ص 256.
21 ـ بحار، ج 41، ص 30 و ج 43، ص 31- 59- عوالم 11، ص 158- جلاءالعيون، ج 1، ص 137.
22 ـ كان رسول‏اللَّه نهانى ان اسئلك شيئاً فقال: لا تسألين ابن عمّك شيئاً ان جائك بشى‏ءٍ و الّا فلا تسأليه.
23 ـ بحارالانوار، ج 19، ص 113.
24 ـ بحارالانوار، ج 35، ص 237
25 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 134- عوالم، ج 11، ص 328- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 170.
26 ـ كافى، ج 8، ص 238- بحارالانوار، ج 43، ص 47- عوالم، ج 11، ص 599- جلاءالعيون، ج 1، ص 196.
27 ـ عوالم، ج 11، ص 494- بحارالانوار، ج 43، ص 218.
28 ـ فوقع علىّ على وجهه يقول: بمن العزاء يا بنت محمد!... (جلاءالعيون 1، ص 219 و بحار ج 43 ص 187)
29 ـ فغشى عليه حتى رشّ عليه الماء ثم افاق.... (جلاءالعيون 1، ص 224)
30 ـ جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 217- 218.
31 ـ خصال، ج 2، ص 373- بحارالانوار، ج 103، ص 256- 257- عوالم، ج 11، ص 521.
32 ـ سفينه، ج 1، ص 561: لا شفيع للمرأة انجح عند ربّها من رضا زوجها.
33 ـ بحارالانوار ج 43 ص 82- علل‏الشرايع ص 366.
34 ـ طبقات ج 8 ص 25- علل‏الشرايع ص 366- بحارالانوار ج 43 ص 82 و 85.

مطالب مرتبط:

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك -2
بايدها و نبايدها در زندگی مشترك
چه شكوهی دارد اين عشق

التماس دعا

برچسب‌ها:

خرداد ۱۸، ۱۳۸۶

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك -2

هوالقادر

با سلام خدمت تمامی دوستان و عزیزان
مدت يكی دو هفته‌ای هست كه سايت بلاگر از طريق برخی از آی اس پی ها در دسترس نمی‌باشد. هرچی هست فعلا مشكل رو برای خودم كه نوشتن در اين مكانه حل كردم و فقط می‌مونه دوستان عزيزی كه قصد كامنت گذاشتن دارند و از طريق لينك مستقيم كامنت نمی‌توانند نظرشون رو بذارند كه اين دوستان نيز می‌توانند از طريق مسنجر كه لينك مستقيمش رو زير همون قسمت كامنت گذاشتم نظر خودشون رو ارسال كنند تا در اولين فرصت در بخش كامنت قرار داده بشه. فقط يك خواهش و اون اين‌كه آدرس وبلاگ رو همراه با اسمتون هنگام نظر دادن بنويسيد كه با اسم و آدرستون در بخش كامنت درج بشه. برای ديدن كامنت‌های نوشته شده نيز از لينك مستقيم خود پست استفاده كنيد تا در زير پست كامنت‌ها رو ببينيد.
و اما ادامه بایدها و نبایدها در زندگی مشترك



رفتارهای مثبت

1 - وقتی راجع به او صحبت می کنید، وی را بالا ببرید (به او شخصیت دهید) و هرگز او را کوچک نکنید
از آنجا كه همه ی انسان‏ها دوست دارند مورد توجه، تعریف و تحسین قرار گیرند، خیلی زود می‏توانیم از این راه، در دل‏های دیگران جا باز كنیم. معمولاً افراد برای به خاطر سپردن اشخاص با اسم و مشخصات، حافظه ی خوبی ندارند ولی اگر از شخصی تعریفی در باره ی خود شنیده باشند حتما آن فرد در خاطرشان خواهد ماند. بنابراین اگر تعریف و تحسین صادقانه باشد و همراه توقع و چشمداشتی نباشد، می‏تواند باعث محبت و دوستی شود، به ویژه اگر تعریف، تأثیرگذار و بااهمیت باشد؛ مثلاً مردها به خاطر اهمیت زیادی كه برای خلقیات و ویژگی‏های مردانه مثل شجاعت، دلیری، مهارت‏های شغلی و ... قائلند، تعریف و تحسین آنها در این موارد خیلی ارزشمند می‏باشد. آیا تاکنون احساس کرده‌اید که وقتی به شوهرتان می‌گویید که چقدر دوستش دارید او به اندازه کافی احساساتی نمی‌شود؟ اما به او بگویید «من تو را تحسین می‌کنم» ببینید که چه اتفاقی می‌افتد. اگر می‌خواهید او افکار و احساساتش را بیان کند، او را آزاد بگذارید، این کار را باید با پرکردن جام خالی وجود او با «تحسین شخصیت و کارهایش» آغاز کنید، زیرا جام وجود او باید ابتدا لبریز از احساس باشد تا قادر به انتقال احساس و افکارش شود و گرنه تا هنگامی که این نیاز روحیش برآورده نشده است، قادر نیست چیزی را به شما عرضه کند و هنگامی که جام وجودش لبریز شد، حدس بزنید که فوران احساساتش متوجه چه کسی خواهد شد؟ آری همان کسی که این جام را پر کرده است یعنی شما! باید به او احترام بگذارید. واژه احترام بنابر تعریف فرهنگ لغت، به معنای: «حفظ حرمت، تکریم شخصیت، ارج نهادن، ستایش و تمجید» است، نه تملق و چاپلوسی و تحقیر خود در برابر دیگری. به عنوان یک زن، شما آرزو دارید که مورد عشق و علاقه همسرتان باشید، اين‌طور نيست؟ اما، شوهر شما به‌عنوانی یک مرد، آرزو دارد که شما وی را تحسین کنید. زیرا این نخستین نیاز اوست. زنان، نقاط قوتی دارند که این نقاط قوت آنها نسبت به مردان بیشتر است. یکی از این نقاط قوت، همان حس رأفت، مهربانی و بخشندگی است، اصولاً طبیعت زن طوری است که بخشنده است. البته بعضی از زنان از این موضوع ناراحت هستند زیرا فکر می‌کنند که این امر موجب سوء استفاده مردان می‌شود. شما دقیقاً همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز دارد احساس کند در نظر شما، فردی باارزش و قابل احترام است و در قلب شما جایگاه ویژه‌ای دارد. با شما ازدواج کرد زیرا فکر می‌کرد که شما مناسب‌ترین فرد برای زندگی با او در این دنیا هستید. ممکن است در دنیا بهترین پاداش‌ها را دریافت کرده باشد، ولی بیش از آن او به حمایت و تحسین شما نیاز دارد. یک مرد برای احساس یک زندگی ارزشمند، نیاز به تحسین دارد، و گرنه انگیزه‌های لازم برای تلاش و رشد خود را در صحنه‌های مختلف حیات اجتماعی خویش از دست می‌دهد. روان‌شناسان بیان کرده‌اند که از نیازهای اولیه ی یک مرد، علاوه بر یک عشق گرم و داغ، پذیرش و تحسین او از سوی همسرش می‌باشد. جام احساسات همسر را حتی اگر خالی باشد با تحسین کردن می‌توان پر کرد. طبیعت زن بخشنده است، پس عطوفت خود را به او با پذیرش و تحسین ارزانی کنید تا برای زندگی در کنار شما انگیزه‌ای قوی پیدا کند . هر مردی دلش می‌خواهد که برای همسر خود یک «قهرمان» باشد، نشانه‌ی قبولی او از امتحان، تأیید زنش می‌باشد. نظر تشویق‌آمیز زن، با اظهاراتی که مبین اعتماد به همسرش است، به مرد قدرت و امید می‌دهد تا به صلاحیت و شخصیت خود مطمئن شود. سرچشمه‌ی بزرگ محبت برای مرد، عکس‌العمل‌های محبت‌آمیز همسرش نسبت به رفتارهای اوست.

2 - گذشت از مستحکم‌ترین پایه‌های ساختار یک زندگی ضد زلزله است
به یاد داشته باشیم که لذت بردن از زندگی و حفظ و بقای آن، نیاز به فداکاری و بردباری و چشم‌پوشی از بسیاری خطاهای طرف مقابلمان دارد. و این عفو و گذشت از ناحیه‌ی زن، که مظهر رحمت و بخشایش و جلوه‌ای از سخاوت الهی است، زیباتر و شایسته‌تر است. با همسر خود به گونه‌ای رفتار کنید که گویا او فرمان روایی است که در قصر خود حکم می‌راند و انتظار اطاعت و فرمانبرداری دارد. با تواضع و لطف و نرمی بااوسخن بگوییم. در واقع مردان خواستار زنی هستند که در عین حال که دارای افکار و عقاید مشخصی است، در نهایت تصمیم‌گیری را بر عهده‌ی شوهرش می‌گذارد. به سادگی احساس و نظر خود را بگویید و بعد نتیجه‌ی کار را به او بسپارید.

3 - سعی کنید در طول زندگی، برای شوهرتان همسری کنید، هیچ لزومی ندارد برایش مادری کنید
زنان همیشه سعی می‌کنند که مردها را عوض کنند و اصلاح نمایند. زن فکر می‌کند که اقداماتش برای عوض کردن مرد کاری دوست داشتنی است، امّا مرد احساس می‌کند که تحت نفوذ و کنترل است و این برای هر مردی خفقان‌آور است.( البته بحث امر به معروف و نهی از منکر جداست و یا بحث آداب و معاشرت و سنت‌ها که بحثی جداگانه است) . برای موفّقیت و صمیمیت در زندگی، می‌بایست از رفتار والدگونه- بایدها و نباید‌ها- پرهیز نمود و به تفاوت‌های فردی و فرهنگی و خانوادگی و ... یکدیگر احترام گذاشت. اگر همسرتان را دوست دارید، سعی در عوض کردن او ننمایید.( این بدان معنا نیست که نباید هرگز از همسر انتقاد کرد یا در جهت اصلاح صفت بد او بر آمد بلكه باید دقت کرد و از راه درست آن وارد شد) . پذیرفتن خصوصیات هر کس آسان‌تر از انکار خصوصیات اوست. بهترین راهی که به مرد کمک می‌کند تا به تعالی برسد، این است که به هر طریقی از عوض کردن او صرف نظر کرد. ما هنگامی به آنچه می‌خواهیم دست می‌یابیم، که طرف مقابلمان هم به خواسته‌ی خود برسد؛ با وجود رابطه‌ی عاطفی و دوستانه، زمینه‌ی مناسب جهت رشد و پیشرفت هر دوی ما فراهم می‌شود. زنان باید مواظب باشند که مبادا با اعمال خشونت و زور، روحیه‌ی مردانه‌ی او را بکوبند. او باید مرد باشد تا در خانه و بیرون خانه، وظایف و تکالیف دشوار خود را انجام دهد. درک مرد به او آزادی می‌‌دهد، هیچ لحظه‌ای با شکوه‌تر از آن نیست که مرد احساس کند که او را درک می‌کنند، زیرا باعث اعتماد به نفس او شده و بار فشارهای روانی از دوشش برداشته می‌شود. زن با ارائه ی «توصیه‌های ناخواسته» به مرد سعی در عوض کردن او دارد. امّا مرد می‌خواهد زنش او را همان طوری که هست، پذیرا باشد. مرد ممکن است در برابر ارایه‌ی طریق یک زن، و يا این که زن به صلاحیت و توانایی او در انجام عملی اعتماد ندارد احساس اهانت بکند. کلاًّ زمانی که زن پیشنهاد ناخواسته می‌دهد ، آگاه نیست تا چه اندازه جوّ انتقادی و بی‌مهری برای او ایجاد می‌کند. مردان نیاز دارند تا مورد اطمینان و اعتماد همسران خویش قرار گیرند. با پذیرش شوهر، حسّ اعتماد و اطمینان را به او القا کنید. نسبت به حالات روحی او حساس باشید، هنگام فشارهای روحی به او بگویید: «تو قادر هستی بهترین کار ممکن را انجام دهی، من مطمئن هستم که از عهده‌ی آن بر خواهی آمد». او را همان‌‌گونه‌ که هست بپذیرید. از غر زدن چه به صورت لفظی و چه عملی و چه احساسی بپرهیزید. غر زدن نه تنها رفتار شوهر را تغییر نمی‌دهد بلکه باعث رنجش و آزار شما نیز می‌شود. در حالی که اگر از غر زدن دست برداریدو رفتار و علایق شوهر خود را بپذیرید، همه چیز برای شما دلپذیر می‌شود. اگر شما ویژگی‌های فردی او را نپذیرید، پس چه کسی پذیرای او باشد؟

4 - از همسرتان جلوی بستگانش تعریف کنید
یکی از امتیازات بزرگ زن خوب این است که مردش را در برابر همه‌ی دنیا عوض نمی‌کند و این در دو حال به اثبات می‌رسد، یکی آن که اگر همه از شوهرش بدگویی کنند، او همچنان یاور و پشتیبان شوهرش باشد، دیگر آن که اگر همسرش از مال دنیا بی‌بهره شود او با اعتقاد و اعتماد هر چه تمام‌تر، همانند روزهای آسایش و نعمت در کنار همسرش باشد. یک زن خوب و وفادار در هر شرایط، عاشقانه پشتیبان همسر خویش است. در مورد او به حرف بدگویان گوش نمی‌دهد و هرگاه شیطان خواست او را فریب دهد که شوهر خود را بی‌ارزش سازد، این مطلب را به یاد می‌آورد که او باید زنی بالاتر و بهتر از آن چه هست، بشود. خصوصیات شوهر را پذیرفتن و در مقابل بدخلقی‌ها و ناشکیبایی‌هایش صبر و تدبیر کردن، نوعی گردش اطمینان بخش در باغ زندگی است، که اگر تحمّل خارهایش شود، گل‌هایش، نسیم دل انگیزش، دیدن سبزه‌هایش، همه و همه سعادت خانواده را بیمه می‌نماید.

5 - به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید
شوهران نیز مانند شما از احساس ناسپاسی عمیقاً رنج می‌برند. شوهری تعریف می‌کرد : «شاید گناه جامعه‌ای باشد که در آن زندگی می‌کنیم. مثل اینکه همه بسیار ناسپاس به نظر می‌رسند و زنم در رأس آنهاست. او هنگامی که برایش هدیه‌ای می‌خرم هیچ‌گونه لذت و شادمانی از خود نشان نمی‌دهد و دلیل عمده‌اش این است که وی بسیار ناسپاس است.» یک زن قدرنشناس همیشه باعث غم و اندوه شوهرش می‌شود، چه بسا، بسیاری از زنان دچار عدم آگاهی از شیوه‌های قدرشناسی می‌باشند. آن‌ها کلمات و روش‌های ساده سپاسگزاری را فراموش کرده‌اند. لحظه‌ای سکوت کنید، به رفتارها و گفتارهای خود بیاندیشید و انعکاس وجودی خویش را در آینه وجود همسرتان و صحنه زندگی خانوادگی خود را بررسی کنید. آیا شما قدرشناس زحمات و تلاش‌های او هستید و یا مرتکب گناه ناسپاسی شده‌اید؟ آیا شما برای پولی که شوهرتان با خون دل به دست می‌آورد و آن را صرف مخارج زندگی می‌کند ارزش قائل هستید! منظور کادوهای مخصوص روز تولد یا عید نیست، بلکه پولی است که صرف خریدهای مختلف منزل از فروشگاه‌های گران قیمت یا پرداخت ویزیت دکتر و خریدهای غیرضروری می‌شود؟ همسری که فقط به حقوق خود می‌اندیشد و از حقوق شوهرش وحدودی که خود باید رعایت کند بی‌اطلاع بوده و آن را به جا نمی‌آورد، نمی‌تواند در زمره زنان قدرشناس باشد. چون فکر می‌کند همه‌چیز حق اوست و همسرش فقط باید در خدمت تأمین خواسته‌های او باشد. یک زن کامل به‌‌خوبی از هنر انصاف که همان توانایی جابجایی نقش‌ها و خود را به‌جای دیگری قرار دادن می‌باشد، آگاه است و معمولاً از شوهرش به خاطر زحمات و تلاش‌های او سپاسگزاری و تشکر می‌کند. قدرشناسی می‌تواند از طریق کلمات، یا رفتار یا هر دوی آن‌ها ابراز شود. این کار دشواری نیست، زیرا یک قلب حق‌شناس باید احساس خوب قدرشناسی‌اش را بیان کند، یک شخص سپاسگزار کمتر از سکوت و خاموشی در بیان احساساتش استفاده می‌کند. اجازه ندهید تأکید بر رعایت حقوق شما، شما را از قدردانی کردن نسبت به شوهرتان بازدارد. از شوهر خود، حتی برای کوچک‌ترین چیزها در زندگی، تشکر کنید تا او بزرگ‌ترین چیزهایی را که در زندگی می‌خواهید، به شما هدیه کند. از او به خاطر حمایت از خانواده تشکر کنید. اگر شما یک خانم شاغل هستید، باز هم او به درک و قدردانی شما نیازمند است، زیرا احساس مردانگی او در اثر ناسپاسی شما ضربه می‌خورد و این جراحت روحی به سادگی و در مدت کوتاه بهبود نخواهد بپذیرفت. وقتی یک مرد به همسرش هدیه‌ای می‌دهد، تنها پاداش او دیدن خوشحالی زنش است. اگر شما واقعاً از دریافت یک هدیه به وجد نمی‌آیید، مراقب واکنش خودتان باشید و در مواقع مختلف به هر صورت امکان‌پذیر است، از آن استفاده کنید. از او قدردانی کنید که اوقاتی از روز پرمشغله خود را صرف این کار کرده است. اگر واقعاً آن هدیه را دوست ندارید، ناسپاس نباشید، بگویید که از آن خوشتان آمده است، هنوز هم دیر نشده همین حالا هم می‌توانید به او بگویید این هدیه نشانه علاقه او به زندگی و توجه و فکر کردن به شما است. اهمیت دادن و با ارزش شمردن یک هدیه بسیار مهم‌تر از دریافت آن است. همیشه خود را به‌جای فرد مقابل بگذارید و آنگاه از خود بپرسید دوست دارید در مورد شما چگونه عمل شود، خود نیز همان عمل را انجام دهید. از تمامی کارهایی که همسرتان برای شما انجام می‌دهد، قدردانی کنید. از ته قلب به او بگویید «واقعاً از تو متشکرم» با کلمات و رفتارهای خود به ویژه با طرز نگاه و لبخند به او توجه بیشتری کنید و سعی کنید موقعی که در خانه است به دوستانتان کمتر تلفن کنید.

6 - به یاد داشته باشید اعتماد یکی از مهم‌ترین عوامل پیوند میان زن و مرد است
شما به راحتی می‌توانید دیگران را دوست داشته باشید ولی اگر به کسی اعتماد نداشته باشید قادر نخواهید بود با او زندگی کنید. روابط پایدار بر پایه اعتماد بنا می‌شود. اعتماد محیط امنی را برای افزایش صمیمیت ایجاد می‌کند. اگر چه کسب اعتماد نیاز به گذشت زمان و تلاش شما دارد، اما به راحتی از بین می‌رود و به سختی ترمیم می‌شود. حس اعتماد به شما اجازه می‌‌دهد خود واقعی‌تان را نشان دهید. شناخت باعث ایجاد روابط صمیمی می‌شود. اگر بدانید همسرتان در حالت عصبانیت چه می‌خواهد؟ هنگام خستگی به چه چیزی نیاز دارد؟ و چه چیزی او را شاد می‌کند؟ او را آن طور که هست خواهید پذیرفت نه آن گونه که شما انتظار دارید. اگر به همسرتان اعتماد داشته باشید او دیگر نیازی به اثبات خود ندارد و تلاشی هم برای مطرح کردن خود نخواهد کرد. شما او را می‌شناسید و دوستش دارید، و این به او احساس آرامش می‌دهد. اعتماد باعث گشوده شدن دری به روی روابط صادقانه می‌شود. اگر همیشه نگران برداشت نادرست همسرتان از صحبت‌ها و رفتار خود هستید، بدانید با او روابط صادقانه‌ای نخواهید داشت.

7 - تفاوت‌های بین خود و همسر خویش را درک کنید و به مناسبت درک تفاوت‌هایتان جشن بگیرید
زنان، تفاوت زیادی با مردان دارند وقتی که می‌خواهند سر صحبت را باز کنند از موضوع‌هایی کاملاً متفاوت و دور از مساله اصلی آغاز می‌کنند. اما یک مرد موقعی با زنش حرف می‌زند که بخواهد افکار و نظرات اصلی خود را در رابطه با موضوع یا اقدامی بیان کند. اغلب مردها در حالی که با همسر خود صحبت می‌کنند، دارند حرف آخر خود را می‌زنند و یا نظر نهایی و قطعی زن را دریافت می‌دارند و براساس آن برنامه‌های اصلی و جدی زندگی خود را تنظیم می‌نمایند. یک زن دوست دارد که درباره احساسات، علائق، برداشت‌ها و آلام روحی خود صحبت کرده و بدین‌وسیله با تخلیه درونی به آرامش مورد نیازش دست یابد. برای مثال وقتی شما از شوهر خود سوال می‌کنید : «آیا مرا دوست داری؟» شما مطمئن هستید که او شما را دوست دارد، چون قبلاً به شما گفته است ولی از نظر عاطفی نیاز دارید که آن کلام را دهها بار، صدها بار و حتی هزاران بار دیگر بشنوید. یک زن محبت خود را از طریق کلمات بیان می‌کند و انتظار دارد که از همان طریق نیز آن را دریافت کند. یک مرد عشقش را به‌طور عملی بیان می‌کند، نظیر روابط جنسی، یا کار کردن و خرید وسایل زندگی و معمولاً به‌همین صورت آن را می‌فهمد و دریافت می‌کند. یک زن خواستار ارتباط کلامی مثبت و محبت‌آمیز است، در حالی که شوهرش افکارش را در عمل بیان می‌کند و از اعمال و رفتار همسرش علاقه و محبت او را نسبت به خویش دریافت می‌دارد. پس آیا باز هم تعجب‌آور است که زنان همیشه در روابط خود با شوهرانشان دچار مشکل می‌شوند؟

8 – این حقیقت را بپذیرید که شما باید پیش از اینکه از ته دل او را دوست بدارید، درکش کنید
یک مرد نیاز به زنی دارد که همدرد و همدل وی بوده و در مسیر پرفراز و نشیب زندگی، همراهی قوی باشد. درک مردی که در کنارش زندگی می‌کنید و شناخت ویژگی‌های او و پذیرش بی‌قید و شرط وی‌ آن‌چنان که هست، عشقی عمیق و ارزشمند در قلب شما به‌وجود می‌آورد که نتیجه آن رهایی از تنش‌ها و فشارهای روحی و درگیری‌های خانوادگی است. این عشق را با آزادی و لذت به شوهرتان ارزانی دارید تا او نیز شما را مانند ارزشمند‌ترین موجود زندگیش بپذیرد. آن وقت ازدواج شما گرم و شیرین و لذت‌بخش می‌گردد.
عشق، محبتی است براساس معرفت.
گذشتن از خویش است و ایثار مطلوب بر محبوب.

9 - به همسرتان به چشم هدیه‌ای مخصوص از جانب خداوند نگاه کنید، چون واقعاً هم‌ همین‌طور است
10 - باور کنید که همسرتان بهترین است
11 - به جای صد در صد، صد و پنجاه درصد عاشق هم باشید
12 - هر زمان که از رادیو ترانه عاشقانه‌ای پخش می‌شود به او بگویید آن ترانه شما را به یاد او می‌اندازد
13 - همیشه و در همه جا به هم احترام بگذارید
14 - فهرستی از صفات خوب و برجسته‌اش تهیه کرده به او بدهید
15 - نشان بدهید که به حرف‌هایش اهمیت می‌دهید
16 - هر چه از شما خواست در اختیارش بگذارید
17 - فهرستی متشکل از ده دلیل که شما او را از هر شخص دیگری در دنیا بیشتر دوست دارید تهیه نمایید
18 - حسن‌نیت، عشق و محبت را به همسرتان ثابت کنید
19 - وقتی بداخلاق و عصبانی است، با ملایمت و مهربانی با او صحبت کنید تا روحیه‌اش را باز یابد
20 - متعهد شوید که زندگی مملو از عشقی را خلق خواهید کرد و به جای اینکه فقط منتظر پیش آمدن لحظات عاشقانه باشید، آن لحظات را بیافرینید
21 - سعی کنید همیشه لبخند بر روی لب‌هایتان شکوفا باشید ،تا دنیا به خاطر آنچه برشما می‌گذرد، حيران گردد
22 - پیوندتان را موهبتی الهی بدانید
23 - چیزهایی به او بدهید که اصلاً توقعش را ندارد . او را شگفت زده کنید
24 - همیشه با هم، هم دل و هم صدا باشید، به عبارت دیگر تصور کنید به جای همسرتان هستید
25 - وقتی به اتفاق هم به گردش می‌روید با هم سازگار باشید تا به هر دو نفرتان خوش بگذرد
26 - وقتی از دست‌هایش زیاد کار کشیده دست‌هایش را ماساژ دهید
27 - آیا دوست دارید یک زوج استثنایی باشید؟ پس بدون انتظار بازپس گرفتن، همه چیزتان را در اختیارش قرار دهید
28 - با او به عنوان مهم‌ترین شخصیت دنیا برخورد کنید
29 - پیش از اینکه همسرتان به منزل بیاید از بعضی خوشبو‌کننده‌های هوا برای برقراری‌ آرامش در خانه بهره بگیرید
30 - بگذارید از ترس‌ها، اسرار و امید‌های شما مطلع باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطالب مرتبط:

چه شكوهی دارد اين عشق
بايدها و نبايدها در زندگی مشترك


دعا فراموش نشه

برچسب‌ها:

اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۶

بايدها و نبايدها در زندگی مشترك

هوالاعلی

با سلام خدمت تمامی دوستان و عزیزان
قول داده بودم زود خدمت برسم كه رسیدم.
و اما در مورد بایدها و نبایدها در زندگی مشترك





به نظر من برای داشتن یك زندگی آرام و لذت‌بخش و در نهایت رسیدن به یك زندگی پر مهر و عاشقانه، رعایت نبایدها ( ترك رفتارهای منفی) بالاخص برای بانوان از اولویت بالاتری نسبت به بایدها ( رفتارهای مثبت و جذب كننده) برخوردار است. پس اجازه بدید من ابتدا رفتارهای منفی را بنویسم بعد رفتارهای مثبت را. البته دوستانی كه اعتقاد دارند رفتارهای مثبت اولویت بیشتری داره می‌توانند ابتدا رفتارهای مثبت را بخوانند و بعد رفتارهای منفی!

رفتارهای منفی

و اما در مورد رفتارهایی كه برخی زنان فكر می‌كنند مسئله‌ای عادی است و برای همسرشان هم نباید مهم باشد! ولی جگر همسرشان را آتش می‌زنند (سعی می‌كنم این رفتارها را بر اساس شدت آتش سوزی مرتب كنم)
1 - بسیاری از دختران كه قبل از ازدواج، در شوخی‌ها و یا مباحثات خانوادگی با پسرهای فامیل (پسر عمو ، پسر خاله و ... ) آزاد بوده‌اند و به نحوی این مسائل برایشان عادی شده است ، فكر می‌كنند بعد از ازدواج نیز این مسائل اهمیتی ندارد و برای شوهرشان هم طبیعی است. درحالی‌كه باید بدانند ، بسیاری از مشكلاتی كه در اوائل ازدواج پیش می‌آید و حتی در برخی موارد به متاركه می‌انجامد همین مسائلی است كه به نظرشان پیش‌پا افتاده و كم اهمیت جلوه می‌كند. این‌رفتارها تا مدت‌ها ذهن همسر شان را به خود مشغول می‌سازد ، در بسیاری از موارد همسر را دچار سوءظن و شك نسبت به رفتارها و برخوردهای همسر خود قبل از ازدواج و یا ارتباطات احتمالی بین آنان می‌نماید. اشتباه نكنید این مشكل مربوط به برخی مردان خاص نیست. بلكه خصوصیت ذاتی همه مردان، عنصری است به نام غیرت كه در تمام مردان وجود دارد منتهی شدت و ضعف آن متفاوت است. اما در ضعیف‌ترین حالات آن ، باز هم افكار و سوءظن‌های فوق در ذهن مردان نقش می‌بندد ولی شدت و ضعف همین غیرت است كه نوع برخورد (كم اهمیت بودن و یا جنایی بودن آن) را در مردان تعیین می‌كند. در بهترین حالت آن كه همان كم اهمیت بودن است، مرد را نیز در مقابل دختران و زنان فامیل و یا غیر فامیل سست می‌كند و به نوعی چنین رفتاری با دختران فامیل خود نیز عادی محسوب می‌شود كه این‌جا دیگر برای همان زن و دیدن رفتاری مشابه رفتار خود از سوی همسر خود قابل تحمل نیست و روح او را ( به جای جگرش ) آتش می‌زند. مردانی هم كه ناراحت می‌شوند ولی به احترام همسر و یا به‌خاطر علاقه به او دم برنمی‌آورند این مسائل را در خاطر خود یادداشت می‌كنند و این یادداشت‌ها است كه به تدریج از شدت علاقه‌ای كه روزهای اول نسبت به همسر خود داشته‌است می‌كاهد و به‌ناگاه در یك موقعیت خاص كاسه صبر لبریز شده و بند پاره می‌كند. پس سعی كنید بعد از ازدواج همه این رفتارهای به ظاهر بی اهمیت را به‌طور كامل ترك كنید و به اقوام نیز اجازه شوخی و یا حرف‌های بی‌جا و ... ندهید ( البته به نظر من برای رسیدن به ثبات رفتار ، باید قبل از ازدواج و در حقیقت در سنین جوانی (بالاخص بعد از 20 سالگی) این رفتارها ترك شود تا هنگام ازدواج نیازی به اشاره و تشر و ... نسبت به اقوام و در برابر همسر نباشد.

2 – به هیچ‌وجه از مردان دیگر در مقابل همسرتان تعریف نكنید. بندگان و مردان خوب در دور و بر شما زیادند ( البته خوباشون غیر از یه نفر!! تو افسانه‌ها پیدا می‌شن) ولی لزومی ندارد شما از آن‌ها برای همسرتان تعریف كنید و از خوبی‌های آن‌ها بگویید. استاد دانشگاهتون آدم خوبی است؟ هم‌دانشگاهی‌تون آدم بامحبتی است؟ همكارتون مرد خوبی است؟ ... خب خدا خیرشان بدهد. بهترین جبران این است كه برایشان دعا كنید. اگر خوبی‌ها و محبتشان به شما به منظور خاصی! است دعا كنید عاقبت به‌خیر شوند و اگر نیتشان واقعا خیر است باز هم دعا كنید عاقبت به‌خیر شوند. (یاد یك ماشین رنو افتادم كه توی اتوبان مدرس خراب شده بود و پنجاه تا ماشین برای كمك به او دور و برش پارك كرده بودند. وقتی دقت كردم دیدم راننده رنو یك خانم باشخصیته!!! منتهی از شانس بدشون پلوس ماشین بریده بود و كاری از دست كسی برنمی‌اومد بعد همون‌جا یاد خودم افتادم كه یك بعداز‌ظهر بهاری توی اتوبان قم تهران پنچر شده بودم و زاپاس ماشین هم پنچر بود و بعد از چهار ساعت یك خودروی سواری ، كه خدا واقعا عاقبت به‌خیرش كنه، ایستاد و حاضر شد زاپاس ماشینش رو بده تا بعد از پنچرگیری در تهران بهش برگردونم).
3 – وقتی همسرتان از مردی بد می‌گوید، حتی اگر قضاوتش نابجا است لزومی ندارد از آن‌شخص دفاع كنید. (فكر می‌كنم نیازی به تشریح این قسمت‌ها نباشه)
4 - اگر همسرتان از مردی آشنا (اقوام و غیره) تعریف كرد لزومی ندارد با صراحت و با اشتیاق حرف همسرتان را تایید كنید و برای تایید حرف‌هایش چند تا مثال دیگر از خوبی‌های آن فرد اضافه كنید. در این‌جا هم فقط از كلمه " خدا خیرش بدهد " استفاده كنید نه بیشتر.
5 – هرگز شوهرتان را با مردان دیگر مقایسه نكنید ( مگر در مواردی كه برتری با همسرتان باشد) . نه در برابر او و نه در ذهنتان. سعی كنید این را به خودتان نیز تلقین كنید كه همسرتان برای شما، با توجه به تمامی حقایق و كاستی‌های خودتان خیرالموجودین است تا به تدریج زندگی برای شما نیز شیرین شود. حسرت زندگی دیگران را به هیچ وجه نخورید و این را همیشه به خاطر بسپارید كه خوبی مطلق از آن خدا است و انتظار مطلق بودن از كسی داشتن حماقت. هر كسی عیوبی دارد كه ممكن است آن عیوب ، با تمام خوبی‌هایی كه شما به ظاهر در او می‌بینید ، برای شما عذاب‌آور باشد. در خوش‌بینانه ترین حالت اگر كسی واقعا بدون ایراد باشد شاید تحمل رفتارهای شما برایش مشكل باشد. پس به داشته‌های خود افتخار كنید ، آن‌ها را نعمت‌های و مصلحت‌های خداوندی برای خود بدانید و نسبت به آن‌ها شاكر باشید. اگر می‌توانستید سرنوشت و یا همسر خودتان را با آن‌چه ایده‌آلتان است تعویض كنید قطعا تا به‌حال چنین كرده بودید. پس به همین زندگی كه دارید دل ببندید و سعی كنید همین را زیباترین كنید. در غیر این‌صورت از آن بترسید كه نعمت‌هایی را كه دارید از دست بدهید.
6 - به هیچ‌وجه احساس مسئولیت و سرپرستی خانواده را از همسرتان سلب نكنید. بگذارید این حس برتری و عزت در خانواده برای او حفظ شود. اگر بیرون نیز شاغل هستید ایرادی ندارد. منتهی به هیچ‌وجه سعی نكنید به‌خاطر شاغل بودنتان و یا كسب درآمدتان افسار زندگی را به‌دست بگیرید. كه اگر چنین كردید بزرگ‌ترین ضربه زندگی را بر خودتان وارد كرده‌اید و از همسرتان فردی منفعل و بی‌مسئولیت ساخته‌اید. در حقیقت از این به بعد باید تمامی بار زندگی را بر دوش بكشید و به تدریج تمامی مخارج خانواده را بپردازید. به عبارتی مرد خود را بانوی خانه كرده‌اید كه این یكی از معضلاتی است كه بسیاری از خانم‌ها ، بالاخص آنان كه شاغلند و در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی حرف اول را می‌زنند دچار آن هستند و با آن دست و پنجه نرم‌ می‌كنند. (اقوام و همسایه‌های دور و بر تون رو نگاه كنید ، كدام خانواده‌ای را می‌شناسید كه با وجودی‌كه زن همه كاره است مرد نیز مسئولیت پذیر باشد؟ )
7 - این تفکر که هرگز نباید مشکلی وجود داشته باشد را فراموش کنید، بدانید در موقع بروز مشکلات، همکاری و صمیمیت زن و مرد، مشکلات را حل و روابط را نزدیک‌تر می‌کند.
8 - خویشتن دوستی را کنار بگذارید و خودتان را فدای همسرتان کنید.
9 - حفظ عزت مرد، در گرو حفظ غرور و احترام اوست، نگذارید عزت و غرور شوهرتان حتی ترک کوچکی بردارد!
8 - مراقب باشید هیچ گاه ناتوانی‌ها و کاستی‌های خارج از کنترل مرد را به او گوشزد نکنید.
9 - هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.
10 - هرگز کاری نکنید که به نظر برسد می‌خواهید او را تحت کنترل و فرمان خود درآورید.
11 – به هیچ‌کس اجازه ندهید درباره رابطه شما با همسرتان تعیین تکلیف کند.
12 - تغییر اخلاق و روحیات همسرتان را رها کرده و بکوشید خودتان را تغییر دهید.
13 - تنها به فکر خودتان نباشید کمی هم به فکر طرف مقابل‌تان باشید که شاید با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند و این مشکلات فقط به دست شما حل می‌شوند...!
14 – هیچ وقت از آینده‌ای كه هنوز نیامده نترسید. بنا بر روایتی دو چیز است كه طول ( درازا ) و عرض (شادابی ) عمر انسان را كم می‌كند. یكی حسرت گذشته و دیگری ترس از آینده .
15 - نکات منفی اخلاقش را درنظر نگیرید.
16 – هرگز سعی نكنید كاری یا عملی و یا چیزی را در مقابل نیازهای همسرتان طلب كنید ( به عبارتی دیگر خودتان را در مقابل اشیاء و چیزهایی غیر از همسرتان معامله نكنید و سعی كنید با عرضه بی قید و شرط خودتان به همسر فقط خود را با خودش معامله كنید. در این صورت هیچ‌گاه در نظر همسرتان تبدیل به یك كالا نخواهید شد و همسرتان نیز در می‌یابد كه شما نیز فقط او را می‌خواهید نه لوازم و اشیاء و امكاناتی كه در اختیارتان می‌گذارد)
17 – تصور یك‌طرفه بودن در لذت‌های زندگی مشترك را دور بریزید كه یكی از بزرگ‌ترین عوامل سردی روابط بین زن و شوهر و مشكلاتی كه به تبع آن پیش می‌آید همین تصور غلط یك طرفه بودن لذت‌ها است و همین تصور باعث می‌شود زن خود را كالا محسوب كرده، از لذت‌های زندگی محروم شده و به تدریج شعله عشق را در روابط زناشویی خاموش كند.
18 – همیشه شدیدترین ضربه‌ها از سوی بهترین دوستان بر انسان وارد می‌شود. در مورد زندگی مشترك خودتان و اسرار و مشكلاتتان با هر كسی مشورت نكنید. یكی از معصومین می‌فرمایند در بیان اسرار زندگی خود به دوستانتان تا آن‌جا پیش بروید كه اگر این اسرار به گوش دشمنتان رسید نتواند به شما آسیبی وارد سازد. بیان مشكلاتتان نزد افراد دیگر نه تنها مشكلات شما را حل نمی‌كند بلكه در بسیاری از مواقع به خاطر دل‌سوزی‌های بی‌جای دوستان و تاییدهای نابجا از رفتار شما ، مانع بررسی واقع بینانه رفتار و كردارتان شده و به نوعی همیشه حق را به جانب شما داده و بر مشكلاتتان می‌افزاید.




البته نبایدها در زندگی مشترك بسیار بیشتر از این‌ها است . منتهی فكر كنم مهم‌ترین‌هاشون رو نوشته باشم. الان هم نباید زیاد پشت این دستگاه بنشینید. پس تا پست بعدی و ادامه این مطلب در پناه خدا


پی‌نوشت:

1 - در مورد اين دو عكس، اين‌ها مرغ عشق‌هاي واقعي هستند و اون‌هايي كه تو ايران به اسم مرغ عشق خريد و فروش مي‌شوند در حقيقت طوطي استراليايي هستند.

2 - عكس بالا تاشكندي و عكس پايين تهراني هستند ( متاسفانه به‌دليل ممنوعيت ورود پرندگان از آسياي ميانه موفق به انتقال تاشكندي‌ها به تهران نشدم )

مطالب مرتبط:

چه شكوهی دارد اين عشق

سفارش هميشگی يادتون نره

برچسب‌ها:

فروردین ۱۷، ۱۳۸۶

چه شكوهی دارد اين عشق

هوالعشق


عشق نیرو می‌دهد ، عشق زندگی می‌دهد، عشق شهامت و قدرت می‌بخشد. عشق بزرگ‌ترین ودیعه‌ای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگی هم نبود . کسی که عاشق می‌شود باید خود را برای پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به‌کام دل عاشق می‌ریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیز شکسته‌اش بی‌خریدار است، مگر دل که شکسته‌اش قیمتی‌تر است و خدایش دوست‌تر دارد.

امام باقر (ع) در این باره فرموده اند:«خداوند بر مردان و زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا كشته شود و جهاد زن آن است كه بر غیرت و ناراحتی‌های شوهر صبر كند».
مردی به محضر پیامبر اسلام (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، همسری دارم كه چون به خانه می روم، به پیشبازم می آید و وقتی بیرون می روم بدرقه ام می نماید و اگر مرا غصّه دار ببیند می گوید: غم مخور كه اگر غم روزی می‌خوری خداوند آن را به عهده گرفته و اگر برای آخرت غم داری و فكر می‌كنی خداوند بر فكر و غم تو بیفزاید. پیامبر (ص) فرمود: او را بشارت بهشت ده و به وی بگو كه تو یكی از عاملان خداوندی و در هر روز پاداش 70 شهید برای تو خواهد بود (مكارم الاخلاق ج 1 ص 382)


سلام

راستش خیلی وقت بود می‌خواستم در مورد یك زندگی موفق و به عبارتی عاشقانه (همون عشقولانه) بنویسم. منتهی با توجه به این‌كه مطالبی كه می‌نوشتم سلسله‌وار بود نمی‌شد این بحث رو توی اون‌ها گنجوند. اما این چند وقته خیلی از مشكلاتی رو كه افراد بیان می‌كنند و یا برای رفع اون‌ها نیاز به راهنمایی دارند می‌بینم، احساس می‌كنم یك سری از ریزه‌كاری‌ها و نكات مهم در زندگی مشترك هست كه اگر بدونیم و بر اساس اون‌ها زندگی كنیم ، خیلی از مفاهیم زندگی مشترك برای ما تغییر می‌كنه و وقتی اون‌ها تغییر كرد به راحتی میشه راه حل بسیاری از مشكلات یك زندگی مشترك رو پیدا و اون‌ها رو برطرف كرد و در نهایت به یك زندگی آرام و در عین حال پرشور و نشاط و عاشقانه دست یافت. هرچند كه حدود 75 درصد مراجعین به این وبلاگ از دوشیزگان مجرد هستند ولی تقریبا 90 درصد این طیف نیز در سنینی قرار دارند كه ان‌شاالله به‌زودی به خیل متاهلان خواهند پیوست. و چه بهتر كه قبل از پای نهادن به یك زندگی مشترك، بسیاری از مفاهیم این نوع زندگی و روش‌های بهتر ساختن بنای آن‌را فرابگیرند. به آن امید كه سعادت و خوشبختی مونس و همدمشان باشد.

تا به‌حال به معنی اصلی زندگی مشترك فكر كردید؟ یك همسر چه نقشی برای شما داره و یا شما چه نقشی برای همسرتون دارید یا باید داشته باشید؟ آیا " همسر " همانند یك پدر ، برادر ، بهترین دوست و .... در زندگی نقش داره ؟ كمتر ؟ بیشتر؟ تا چه حد؟ اصلا معنی كلمه "همسر" یعنی چی؟ چرا نمی‌گن همدل؟ چرا ....

فرق یك شریك زندگی با یك شریك تجاری چیه؟ فكر كنم معنی شریك تجاری رو تقریبا همه بدونند.
وقتی یك نفر در یك كار تجاری با دیگری شریك می‌شود (البته در یك شراكت صادقانه) در حقیقت در همه مشكلات و منافع مالی هم‌دیگر شریك شده‌اند. به این معنا كه ضرر یك نفر دقیقا ضرر دیگری و منفعت یك نفر دقیقا منفعت دیگری را به‌دنبال دارد. هر رشدی در مسائل مالی یك نفر دقیقا رشد دیگری را در آن مسائل به دنبال خواهد داشت. تا این‌جای مسئله ساده است. ولی اگر در یك شراكت تجاری یكی از طرفین نتواند پا به پای شریك خود تلاش كند و یا به عبارتی قدرت و همت و زرنگی شریك خود را نداشته باشد، و یا از نظر مالی نتواند همطراز دیگری پیش برود، به تدریج نظر شریك خود را نسبت به ادامه شراكت تغییر می‌دهد. این نوع شراكت در حقیقت یك شراكت پایاپای و یا یك به یك است. یعنی هم در سرمایه‌گذاری و هم در همه مسائل كاری و فعالیت، تقریبا متناسب باید باشند تا بتوانند شراكت بادوامی را داشته باشند. اما آیا این قانون را می‌توان در یك زندگی مشترك به كار برد؟
زندگی مشترك برخلاف یك تجارت مشترك ، یك به یك نیست و یا پایاپای نیست. یك زندگی مشترك در حقیقت به معنای یك زندگی واحد است. یعنی هر دو نفر شریك در زندگی ، عینا همان زندگی را خواهند داشت كه دیگری دارد. تمامی ضعف ها و قوت‌های یك زندگی مشترك دقیقا به هر دو نفر نسبت داده می‌شود . در یك شراكت تجاری ، رشد علمی و یا اقتصادی فردی یكی از شركا ، هیچ ارتباطی به شریك دیگر ندارد و دیگری به اندازه سهمی كه در شراكت دارد بهره‌مند خواهد شد اما رشد علمی و یا اقتصادی و هر موفقیت یا شكستی كه نصیب هر یك از طرفین زندگی مشترك می‌شود ، عینا نصیب دیگری هم خواهد شد و بالعكس. چرا كه زندگی هر دو نفر در یك چارچوب واحد معنا دارد و هر چیزی كه وارد این چارچوب شود به هر دو نفر وارد خواهد شد. حتی این معنا در پدر و یا برادر و یا خواهر و .... نیز به این شدت صدق نمی‌كند .
متاسفانه خیلی از افراد به زندگی مشترك به مثابه یك شراكت تجاری می‌نگرند و از این بابت تصورشان این است كه یك زندگی مشترك یك زندگی یك به یك است. و همین تعریف غلط باعث می‌شود كه انسان در برابر هر گذشتی توقع گذشت در جای دیگر را داشته باشد. به عبارتی در برابر هر عملی منتظر یك عكس‌العمل از جانب طرف مقابل خواهد بود. اما آیا می‌توان با چنین تعریفی یك زندگی عاشقانه داشت؟
راستی ، ایثار یعنی چی؟ معنی گذشت چیه؟ ایثار یعنی گذشتن از یك حق ( و نه باطل و یا تصور حق) بدون هیچ چشم‌داشت (و یا انتظار جبران) . اگر گذشت ، انتظار متقابلی در پی داشته باشد دیگر گذشت نیست معامله است. دو دست انسان را در نظر بگیرید. هر دو در یك چارچوبی به نام بدن هستند. اگر دست چپ كار نكند و دست راست هم بگوید چون او كم كار است من هم كم كاری می‌كنم چه اتفاقی می‌افتد؟ یا این‌كه دست راست سعی می‌كند كم كاری دست چپ را نیز جبران كند؟
حال بیایید در نظر بگیرید كه زن و مرد در یك زندگی مشترك ، در حقیقت یك نفرند در دو بدن. اگر یكی به دیگری خوبی كند به خودش خوبی كرده و بالعكس. اگر بدی كند به خودش كرده . اگر در مقابل ناملایمتی‌ها گذشت كند در مقابل خودش گذشت كرده و اگر محبت می‌كند به خودش محبت كرده. مگر نه این است كه تمامی آثار و تبعات رفتارها و كردارهای طرفین ، نصیب هر دو طرف این زندگی خواهد بود؟ پس اگر بر فرض عشقی هم در این زندگی دركار نباشد و یكی نخواهد برای دیگری و یا به خاطر دیگری گذشت كند به خاطر خودش هم كه شده آیا گذشت بهترین راه نخواهد بود؟ برخی تصور میكنند كه گذشت و مهربانی یك طرفه در زندگی، باعث سوء استفاده دیگری می‌شود. در حالی كه این تفكر در یك زندگی مشترك با مفهوم واقعی خودش اشتباه است و ناشی از دیدگاه یك به یك بودن در زندگی است . در یك زندگی مشترك ، مرد و زن نباید هم‌دیگر را در مقابل هم فرض كنند بلكه باید خود را در كنار هم و هم‌سو با هم ببینند. با این تفكر هیچ‌گاه شائبه سوء استفاده در ذهن طرفین به‌وجود نخواهد آمد.
همه این موارد و بایدها برای یك زندگی مشترك عادی است. اما اگر زندگی عاشقانه شد باز هم بسیاری از معیارها تغییر می‌كند. در زندگی عاشقانه دوست داشتن برای او است نه برای خود. یعنی او را برای خودش و به‌خاطر خودش دوست بدارید نه به خاطر خود و آرامش خود. بله منفعت هركدام از طرفین در یك زندگی مشترك ساده این است كه همیشه در جهت ارتقاء زندگی باشند و با گذشت و اغماض نسبت به رفتار طرفین ، زندگی خود را نیز آرامش بخشند. اما در زندگی عاشقانه ، منفعت شخصی نیز كنار می‌رود و یك زوج عاشق هم دیگر را فدای دیگری می‌كنند. ممكن است شدت این عشق در طرفین برابر نباشد كه قطعا هم همین‌گونه است. اما پایداری همین عشق یك‌طرفه یا نابرابر ، بسیاری از التهابات و ناآرامی‌ها را از زندگی انسان می‌زداید و از سویی خود موجب رشد و دوام عشق به زندگی در طرف مقابل می‌گردد.
بسیاری از افراد هستند كه عاشق همسر خود هستند ولی از این كه همسرشان چنین تصوری را نسبت به او ندارد و یا نمی‌تواند ابراز كند رنج می‌برند. این مسئله بالاخص در زنان نمود بسیار بالایی دارد چرا كه مردان به‌خاطر غرور مردانه‌ای كه در خود دارند ، نمی‌توانند این عشق را به‌درستی ابراز كنند. ولی اصل مطلب این است كه در خیلی از موارد این عشق در مرد وجود دارد ولی نمی‌تواند ابراز كند و یا راه‌ آن را نمی‌داند. در مقابل هستند بسیاری از زنانی كه عشق به همسر دارند ولی شیوه رفتار و یا برخورد با همسرشان را نمی‌دانند و تصور می‌كنند مردان نیز خصوصیات زنان را داشته و همانند آنان به احساسات پاسخ می‌گویند. در حالی‌كه این‌گونه نیست و چه بسا بسیاری از رفتارهایی را كه زنان دوست دارند از سوی همسر خود ببینند، مردان دوست نداشته باشند و یا به نوع دیگری بدان‌ها بنگرند.
این‌جا است كه زن باید بداند چه رفتاری عشق و علاقه مرد را نسبت به خودش می‌افزاید و او را وادار به ابراز عشق و علاقه نمایدو چه رفتار و كرداری توجه همسر را از او دور می‌نماید.
بگذارید رفتارها را از دوجنبه بنگریم. یكی ترك رفتارهای منفی ( رفتارهایی كه ما فكر می‌كنیم مسئله خاصی نیستند ولی تبعات آن بسیار منفی و مخرب است) و دیگری انجام رفتارهای مثبت ( رفتارهایی كه شاید به نظر ما ساده و بی‌ارزش بوده ولی برای طرف مقابل از ارزش والایی برخوردار باشند ) .
خب فكر كنم چشم‌هاتون قرمز شده و دیگه حوصله خوندن ادامه‌اش رو نداشته باشید. به همین دلیل برای راحتی شما هم كه شده بقیه این مطلب رو به پست بعدی موكول می‌كنم منتهی قول می‌دم به زودی ادامه‌اش رو بنویسم. فعلا تا همین‌جا رو داشته باشید و روی معیارهای یك زندگی مشترك ولی عاشقانه فكر كنید. ان‌شاالله در قسمت بعدی به بررسی رفتارهای خوب و بد در یك زندگی مشترك خواهیم پرداخت.
اين ايام سال‌روز (شمسی) پیوندم با هستي‌ام (17 اردیبهشت ماه 1375، و شب عید غدیر ) نيز هست. از همين‌جا به اين تك ستاره زندگی‌ام اين پيوند رو تبريك عرض می‌كنم.



تقديم به همه هستی‌ام

(بر روی Play و click كليك نماييد)

التماس دعا

برچسب‌ها: